موسسه پردازشگران

تماس با ما

02

منبع‌معرفت‌

01

فصلدوم

منبعمعرفت

 

نخست، لازماستوجود واقعیتو حقیقتیماورایذهنانسانو نیزامکانشناختشرا باور داشتهباشیم، آنگاهمنابعمعرفتآنرا بررسیکنیم. ازاینرو، فصلحاضر بهاینسهامر میپردازد.

 

الف) امامعلی(ع) و واقعیتخارجی

امامعلی(ع) در سخنانگهربار خویشبهوضوح، بر وجود واقعیتهایبیشمار خارجاز ذهنانسانبهعنوانموضوعاتشناختمهر تأیید نهاده، ازواقعیتهایعینیو خارجی، (آسمانو زمین، انسانها و فرشتگان، جهانطبیعتو ماورایطبیعت، دنیا و آخرت) خبر میدهد و وجدانیو بدیهیبودنوجود واقعیتهایخارجاز ذهنرا یادآور میشود.

بنابراین، وجود جهانیدر خارجاز دستگاهادراکما، قابلبحثو گفتوگو نیستو حتّیایدهآلیستها (پندارگرایان) کهمنکر واقعیتعینیوخارجیاند، در عملواقعگرایند در رفتار فردیو اجتماعی، کنشها وواکنشهاییچونواقعگرایاندارند. و بدینسان، عملاً بهبسیاریازواقعیتهایخارجیاعترافمیکنند.

 

ب) امامعلی(ع) و امکانمعرفت

امامعلی(ع) با انواعسخنانصریحو ظاهر و کنایی، پیروانخود را بهشناخترازهایهستیدعوتمیکند. بررسیسخنانحضرتشدر اینزمینه،اُفقیتازهدر برابر چشمانما میگشاید؛ افقیکهدر آنانسان، شناختجهانخارجرا امریممکنو حتیوظیفهایقطعیمییابد. سخنانحضرتدر اینبارهمتنوعاستو هر یکاز زاویهایخاصبهموضوعمینگرد.

۱. معرفتو لزومفراگیریآن: «دانشو معرفتبجویید؛ چرا کهمعرفتجوئیواجباست

۲. معرفتو لزومتعلیمآن: «خدایسبحان، قبلاز واجبکردنفراگیریعلمبر دانشپژوهان، تعلیمآنرا بر عالمواجبساخت

۳. اشتیاق بهمعرفت: «هر کسدانشرا بفهمد، فزونیاشرا جوید.»

۴. معرفتو هدفآفرینشانسان: «شناخت(حقتعالی) آخرینغایتیاستکهآدمیبهآنمیرسد.»

۵. معرفتو ارزشمندی: «بهایهر مردیبهقدر دانشو معرفتاواست

۶. معرفتو زندگی: «دانشتحصیلکنید تا در دنیا و آخرتبرایتانزندگیحقیقیفراهمآورد.»

۷. عزّتمعرفت: «هر چیزیهنگامیکهکمیابشود عزیز میگردد؛ ولیعلمو معرفت، هنگامیعزیز میشود کهبسیار گردد.»

۸. معرفتو گسترشروانی: «همهظرفها، بهسببآنچهدر آنها ریختهمیشود، گنجایششانکاهشمییابد؛ مگر ظرفعلم(ذهنانسان) کهگشادگیمییابد و قابلیتشبرایپذیرشعلومدیگر فزونیمیپذیرد.»

۹. لزومهمنشینیبا عارف: «با دانشورانو عارفانهمنشینیکنتا علمومعرفتتزیاد شود و نفسو ادبتپاکیزهگردد.»

اینسخنانگهربار نشاندهندهاهتمامبسیار امیرمؤمنانعلی(ع) بهاینمسألهدر تمامزمینهها است؛ مانند معرفتذاتپاکپروردگار و صفاتاو،شناختجهانآفرینش، آگاهیاز اسرار موجوداتزمینیو آسمانیو طبیعیو ماورایطبیعی، شناختخویشتنو احاطهبر دانشهایمختلف.

بررسیاینسخنانحضرتامور زیر را بهخوبیروشنمیسازد:

۱. راهشناختبهرویهمهانسانها باز استو هرکسبهفراخور استعداد وتلاششمیتواند اینراهرا بپیماید؛ و گرنهدعوتبهآن، با اینهمهتأکید،بیمعنا است.

۲. ارزشانسانها، با میزانمعرفتو شناختآنها از خدا و اسرار جهانهستیو خویش، ارتباطمستقیمدارد.

۳. بهرغمضعفهایجسمانیانسان، آمادگیاشبرایشناختهر چهبیشتر، بزرگترینافتخار و موهبتاو است.

۴. علمو معرفتتنها راهوصولبهپیروزیها و غلبهبر انواعمشکلاتوتزکیهو ساختنخویشتناست.

۵. برایمبارزهبا انواعمفاسد و بدبختیها و ناکامیها، قبلاز هر چیز بایدسراغشناختو معرفترفت.

شبهاتیکهسوفسطاییانو ایدهآلیستها دربارهعدمامکانشناختمطرحکردهاند، همهاز زاویهانکار واقعنماییادراکاتاست. اینلغزشیاستکهعقلسالمو وجدانپاکآنرا برنمیتابد؛ چنانکهدر فصلارزشمعرفتوشناختخواهد آمد.

 

ج) امامعلی(ع) و منابعمعرفت

منبعدر لغتبهمعنایسرچشمهاست. منبعمعرفتیعنیهر چهکهبهطورمستقلیا غیر مستتقلخاستگاهمعرفتاستو با ابزارهایشناختیمتناسبمیتواناز آنمعرفتبهدستآورد. اینمنابعدر کلامامامعلی(ع) عبارتنداز:

 

۱. الله تعالی

پروردگار دانا بالاترینمنبعمعرفتاستکهدانشعینذاتاو استوسرچشمههر علمیاست. امامعلی(ع) در اشارهبهاینمطلبمیفرماید:

کلعالمغیرالله سبحانهمتعلم؛ هر دانشمندیغیر از خداوند فراگیرندهاست.  
منخزائنالغیبتظهر الحکمه؛ از گنجینههایپنهانالاهی، حکمتودانشآشکار میشود.

 

۲. کتابالاهی

قرآنمجید واپسینکتابآسمانیاستو در کمالو جامعیت، درستیورفعنیازهایمعرفتیانسانگویسبقترا از دیگر کتابها و آثار علمیربودهاست. از اینرو، امامعلی(ع) میفرماید:

لیسلاحد بعد القرآنمنفاقهو لا لاحد قبلالقرآنعنی؛ برایهیچکسبعد از رجوعبهقرآننیازینیستچنانکهقبلاز رجوعبهآن،بینیازیوجود ندارد.

بدیهیاست، سایر کتابهایمفید علمینیز انسانرا با گنجینههاییازشناختمرتبطمیسازند و مطالعهآنها بشر را بهمراحلبالاتریاز معرفتنائلمیگرداند. امامعلی(ع) در اشارهبهاینحقیقتمیفرماید: کتابها،بوستانهایدانشورانند.

 

۳. انبیایالاهی

پیامبرانخدا چشمههایجوشانحکمتو دانشاند کهبهتعلیمالاهیوکمالعقلو طهارتدلسرآمد دانشورانند و ارتباطجامعهانسانیبا آنانمیتواند مردمرا بهقلّههایعلمو معرفترهنمونشود. امامعلی(ع) دروصفرسولگرامیاسلام(ص) میفرماید:

خداوند او را از دودمانانبیا و چشمههایحکمتو دانشبرگزید.

 

۴. اوصیایالاهی

اوصیایالاهیو جانشینانبرحقِّ پیامبرانکهبعد از رحلتآنانهدایتجامعهانسانیرا بهعهدهدارند، تمامعلومپیامبرانرا بهارثبردهاند و منبعدانشاند. در اینگستره، ائمهاطهار(ع) مانند پیامبر خاتم(ص) از بالاترینرتبهمعرفتیبهرهمیبرند. امامعلی(ع) میفرماید: «همانا آنچهآدمو تمامپیامبران(ع) تا محمّد خاتمپیامبران(ص) بهآنبرتریدادهشدهاند، در عترت(اهلبیت) محمد(ص) وجود دارد.» آنحضرتهمچنینفرمودهاست:

نحن… معادنالعلمو ینابیعالحکم؛ ما معادنعلمو سرچشمههایحکمتو دانشهستیم.        
انّ رسولالله(ص) علّمنیاَلْفَ بابٍ منالحلالو الحرام، و ممّا کانو ممّایکونالییومالقیامه، کلُّ بابٍ فیها یفتَحُ الفَ باب، فتلکاَلْفَ اَلْفَ بابٍ؛رسولخدا(ص) هزار باباز حلالو حرامو از آنچهدر گذشتهواقعشد یا در آیندهتا روز قیامتواقعمیشود بهمنتعلیمداد، کههر بابیهزار بابرا میگشاید، و اینهزار هزار باباست.

 

۵. عارفانو دانشوران

دانشورانهر رشتهعلمیگنجینههایارزشمند دانشاند و ارتباطمعرفتجو با آنان، ویرا از یادگیریسطحیبهیادگیریعمقیو جوهرهعلمو معرفتمیرساند. در اینباره، امامعلی(ع) میفرماید:

دانشنزد اهلآننگهداریشدهو شما مأمور طلبو فراگیریازآنهایید.

و نیز در وصفعارفانو عالمانحقیقیدینمیفرماید:

علمو دانشبا حقیقتو بصیرتبهآنها رویآوردهاست… و خداوندبهواسطهآنها حجتها و دلیلهایخودشرا حفظمیکند تا بهافرادیکهنظیر آنها هستند، بسپارند و بذر آنرا در قلبافرادیشبیهبهخود بیفشانند.

 

۶. طبیعت(کتابتکوینی)

طبیعتیعنیعالمجسمانی، عالمزمانو مکانو حرکتکهما در آنزیستمیکنیمو با حواسخود با آنارتباطداریم، منبعپذیرفتهشدهشناختاست. امامعلی(ع) در اینبارهمیفرماید:

آثار آفرینشو نشانههایحکمتاو [خداوند]  در همهمخلوقاتآشکاراست. بنابراینآنچهآفریده، حجتو دلیلبر حقیقتاو است.

او [خداوند] موجوداتشگفتآوریرا آفرید کهبعضیجاندار وبعضیبیجانو برخیساکنو برخیدیگر متحرکند؛ و بدینترتیب،دلیلهایروشنیکهبر زیباییآفرینشاو و بزرگیتواناییاو گواهیمیدهند ارائهنمود؛ بهطوریکهعقلها بههستیاو معترفو در برابراو تسلیماند.

 

۷. تاریخ

معارفتاریخیبهدو صورتوجود دارد:

۱. تدوینیدر قرآنو نهجالبلاغهو کتابهایتاریخیمعتبر.

۲. تکوینیدر طبیعتبهشکلآثار تاریخیبازماندهاز اقوامپیشین.

بنابراین، بخشیاز تاریخشاخهایاز کتابو بخشیاز آنشاخهایازطبیعتاست. اهمیتبسیار ایندو شاخهاز کتابو طبیعتچنانایجابمیکند کهدر قالبیکمنبعمستقلمعرفتبررسیشود.

تاریخمجموعهتجاربانسانها در قرونو اعصار مختلفرا پیشرویمطالعهکنندگانمیگذارد. اهمیتتاریخوقتیروشنتر میگردد کهبدانیمبیشتر حوادثیکهدر زندگیامروز واقعمیشود، در گذشتهنمونهیانمونههاییاز آن تحققیافتهاست. امیر مؤمنانعلی(ع) میفرماید:

ایبندگانخدا، روزگار در مورد بازماندگانهمانگونهجریانمیکندکهدربارهگذشتگانجریانداشت.

عواملشکستها و ناکامیها، پیروزیها و کامیابیها، شکوفاییو انقراضتمدنها و حکومتها، فرجامستمو عدل، آثار اتّحاد کلمهو حرکتو تلاش،نقشعلمو آگاهیو عواقبدردناکجهلو سستیو تفرقه، همهدر آیینهتاریخمنعکساست. امیرمؤمنانعلی(ع) بهفرزند گرامیاشامامحسنمجتبی(ع) میفرماید:

فرزندم، مناگر چهتمامعمر پیشینیانرا نداشتهامولیدر اعمالآنهانظر افکندهامو در اخبارشاناندیشهنمودم،و در آثارشانسیر کردم؛ آنچنانکهگویییکیاز آنانشدهام، بلکهگوییبهخاطر آنچهاز تاریخزندگیآنها بهدستمنرسیده، با همهآنها از آغاز تا انجامعمرکردهام.

نکتهبسیار مهمآناستکهامامعلی(ع) در سخنانشریفخویشتنها بهنقلحوادثتاریخیاکتفا نکرده، بهقوانینکلیحاکمبر جوامعنیز اشارهمیکند. قوانینیکهمیتواند از بودنها و شدنها، تغییر و تحولاتتاریخیوپیشرفتو سقوطجامعهها کهبازتابهایقهریرفتارِ اختیاریآنها است،پردهبردارد؛ براینمونه، در اشارهبهگروهیاز اقوامپیشین، میفرماید:

بنگرید آنها چگونهبودند در آنهنگامکهجمعیتهایشانمتّحد،خواستهها متفّق، قلبها و اندیشهها معتدل، دستها پشتیبانهم،شمشیرها یاریکنندهیکدیگر، دیدهها نافذ، عزمها قوی، و اهدافشانیکیبود. آیا آنها مالکنواحی زمیننشدند؟ و آیا زمامدار وحکمفرما بر همهجهانیاننگشتند؟ ولیپایانکارشانرا نیز بنگرید. درآنهنگامکهپراکندگیجایاتّحاد را گرفت، الفتبهتشتّتگرایید،اهدافو دلها مختلفشد و بهگروههایمتعدّدیتقسیمشدند و درعینپراکندگیبهنبرد با یکدیگر پرداختند. در اینهنگام، خدا لباسکرامتو عزّترا از تنشانبیرونکرد و نعمتهایگستردهرا از آنهاسلبنمود و تنها چیزیکهاز آنها در میانشما باقیمانده، داستانوسرگذشتآنها استکهعبرتیاستبرایعبرتگیرندگان.

البتهتاریخوقتییکمنبعمعرفتو شناختاستکهانسان:

۱. تاریخرا بهصورتسرگرمیبررسینکند.

۲. بهبررسیرابطهواقعیمسائلتاریخیو اعمالانسانها بپردازد ومسائلتاریخیرا توجیهاتموهومو باطلیچونبختو اتفاق یا سرنوشتاجباریتحلیلنکند.

۳. قوانینکلیتاریخرا از حوادثجزئیاستنباطکند؛ در هر حادثهبهبررسیریشهها و نتیجهها پردازد؛ خود را مشمولقوانینکلیتاریخبداند و ازآننتیجهگیریکند.

۴. در مسائلتاریخینقّاد باشد؛ مسلّماترا از مشکوکها، افسانهها را ازواقعیتها و سرهرا از ناسرهجدا سازد.

 

ديدگاه ها: