موسسه پردازشگران

تماس با ما

02

ارزش‌علم‌و معرفت‌و مراتب‌آن‌

01

فصلچهارم

ارزشعلمو معرفتو مراتبآن

 

معرفتشناسیمسائلبسیار دارد و بحثارزشعلمو معرفتاز مهمترینآنها است؛ زیرا حاصلاینبحثمیتواند امکانانواعمعارفیقینیرا برایانساناثباتکند و سببحرکتو سلوکبرایرسیدنبهقلههایکمالعلمیوعملیگردد یا هرگونهمعرفتیقینیرا نفیکند و سببسرگردانیانساندروادیشک، گمانو جهلمرکبشود.

از آنجا کهبحثارزشعلمو معرفتبهمسائلیچونملاکمعرفتدرستو معیار احراز وجود آنملاکدر موارد شناختوابستهاست، ناگزیرفصلچهارمبا اینمسائلآغاز میگردد.

 

الف) ملاکمعرفتصحیح

در اینمورد، ملاکهایگوناگونیارائهشدهاست؛ براینمونه:

الف) شناختصحیحآناستکهدر عملمفید باشد و اگر علمیسودمندنباشد؛ حقنیست.

ب) جدا از محور توافقمتفکرانعصر، واقعیتی وجود ندارد؛ شناختدرستآناستکهبا آنچهآنها توافقدارند، مطابقباشد.

ج) اندیشهصحیحآناستکهبا آزمونعملیمطابقباشد و دانشیکهدرامتحانعملیموفقنباشد، کاذباستنهصادق.

د) ملاکدرستیو نادرستیشناخت، تطابقبا سنتزیاستکهاز تأثیر وتأثر متقابلاشیایخارجیو اعصابحسیپدید میآید.

هر کداماز ایننظریهها با اشکالاتیروبهرویند کهپاسخیصحیحبرایشانوجود ندارد. بهتریننظریه در تبیینملاکمعرفتدرستو نادرستچنیناست: احساس، اندیشهو شهود مطابقبا نفسالامر، معرفتصحیحبهشمارمیآید. منظور از نفسالامر ایناستکههر شیء در محدودهذاتخود،واقعیتمعینو ثابتیاستکههیچگونهدگرگونیو نسبیتیدر آنراهندارد.بنابراینمعرفتیصحیحاستکهبا واقعیتمعینو ثابتشیء، مطابقباشد.

از دیدگاهامامعلی(ع) آنچهواقعیتدارد، حقو آنچهغیرواقعیاست،باطلنامیدهمیشود. از اینرو، در مقامبیمدادناز شنیدنبدگوییدربارهدیگرانمیفرماید:

آگاهباشید! گاهیتیرانداز، تیر افکند و تیرها بهخطا میرود. سخننیزچنیناست. دربارهکسیچیزیمیگویند کهواقعیتندارد و گفتارباطلتباهشدنیاست.    
راستترینگفتار آناستکهبا حقمطابقتداشتهباشد.

ایناحساس، اندیشه، و شهود انساناستکهگاهآنحقیقتو واقعیترامییابد و گاهخطا میکند و امر غیرواقعیرا واقعیقلمداد میکند؛ چنانکهامامعلی(ع) میفرماید:

کسیکهدر جستو جویحقبودهو خطا کرده، مانند کسینیستکهطالبباطلبودهو آنرا یافتهاست.

 

ب) معیار احراز معرفتصحیح

معیار احراز معرفتصحیحو بهعبارتدیگر، معیار احراز مطابقتجزمو قطعبا واقعو نفسالامر، علممعصومو مطابقبا واقعاست. علممعصوم، اگراز درونانسانباشد، همانبدیهیاولیاست، کهتصّور آن، برایتصدیقواعترافبهحقّانیتآنکفایتمیکند، مانند اینکهاجتماعوجود و عدمیکشیء در زمانو مکانواحد محالاست. این  علممعصوم، رهاورد عقلنظریو فطریانساناستکهاکتسابیبهرهمند باشد و اگر علممعصوماز برونانسانباشد، همانمعارفقرآنیو رواییاستکهرهاورد وحیو الهامالاهیوهماهنگبا قسماولاست. البتهوحیالاهیبرایانبیا و اولیایمعصومشـعلیهمالسلامـ با یقینهمراهاستو پیروانشاناز طریقتواتر یا خبر واحدآمیختهبا قرینهقطعی، یقینبهدستمیآورند.

 

۱. معیار احراز معرفتعقلیصحیح

آنچهگفتهآمد، نشانمیدهد کهتنها معیار قابلقبولدر علمو معرفتعقلیایناستکهمطلبنظریو پیچیدهبا شناختبدیهیو روشنشناساییگردد؛ یعنیاندیشهپیچیدهبهاندیشهسادهو علمنظریبهعلمبدیهیارجاعدادهشود. البتهارجاعنظریبهبدیهیبرایهمگانممکننیست؛ حتیخواصنیز گاههنگامارجاعدر غفلتفرو میروند و در نتیجهیکیاز اقساممغالطه،حجابارجاعصحیحمیشود؛ ولیمیتوانبا تمرینو ممارستاز یکسو ودر نظر گرفتنمخالفتنتیجهاستدلالبا مسّلماتاسلام، و محکماتقرآنوسنتمعصومان(ع) از وجود چنینحجابیآگاهشد و آنرا برطرفکرد. امامعلی(ع) در اشارهبهنقشقرآنو معصومان(ع) در اینبارهمیفرماید:

شهادتمیدهمکهمحمّد(ص) بندهخدا و فرستادهاو است. خداوند اورا با دینآشکار و نشانهایپایدار و قرآنینوشتهشدهو استوار و نوریدرخشانو چراغیتابانو فرمانیآشکارکنندهفرستاد تا شکوتردیدها را نابود سازد و با دلائلروشناستدلالکند.

کسیرا با آلمحمد(ص) نمیشود مقایسهکرد و آنانکهپروردهنعمتهدایتاهلبیتپیامبرند با آنانبرابر نخواهند بود. عترتپیامبر(ص)اساسدینو ستونهایاستوار یقین میباشند.

 

۲. معیار احراز معرفتقلبیصحیح

همانطور کهعلمحصولیعقلی(معرفتعقلی) دو نوعاست: نظریخطاپذیر و بدیهیمصوناز خطا؛ و برایصیانتاز خطا در نظریباید بدیهیرا اصلقرار داد. علمشهودینیز دو قسماست۱ـ شهودیمعصوماز خطا. ۲ـشهودیِ آمیختهبهخطا. علمشهودیمعصوماز خطا، همانشهود انبیا و اولیایالاهیمعصوماست. آنبزرگان، افزونبر دریافتمعارفو نگهداریآن، درابلاغنیز مصونند و از هرگونهاشتباهپیراستهاند.

علمشهودیآمیختهبهخطا، همانکشفو شهود عارفانغیرمعصوماستو برایصیانتشاز خطا در دریافتو نگهداریباید کشفمعصومرا اصلقرار داد و در پرتو آن، کشفغیرمعصومرا ارزیابیو تصحیحکرد. البتهسالکشاهد هنگامشهود احتمالخلافنمیدهد؛ ولیبعد از تنزلاز منزلتشهود دلو هبوطبهجایگاهفکر، احتمالمیدهد آنچهمشاهدهکردهناصواببودهاست. در اینحال، اگر بهکشفمعصومدسترسیداشتهباشد و بتوانددوبارهبهجهانشهود بازگردد و کشفنابرا معیار شهود خاصخویشقراردهد و طمأنینهحاصلکند، نوسانو اضطرابفکرینخواهد داشت؛ و گرنهبهترینراهبرایتشخیصسرهاز ناسرهاستمداد از بدیهیاتعقلیو مسلّماتاسلامو محکماتقرآنو سنتمعصومان(ع) است.

 

ج) ارزشعلمو معرفت

آیا میتوانفراوردههایابزارهایشناخترا کاشفاز واقعیتو حقیقتدانستو بهآناعتماد کرد؟ بهبیاندیگر، آیا ادراکاتو شناختهایانسانارزشعملیدارند یا ارزشنظریو عملی؟ در اینمسألهسهمکتبعمدهوجود دارد: مکتبانکار، مکتبشکو مکتبجزمو یقین.

مکتبانکار، امکانکسبآگاهیصحیحاز واقعیاتجهانرا نفیمیکند؛یعنیبشر نمیتواند از حقایقموجود در جهانخارجاز ذهن، اطلاعاتصحیحو ادراکاتمطابقواقعبهدستآورد و آنچهعلمو یقینمیپندارد،خیالیبیشنیست.

مکتبشک، در امکانکسبآگاهیصحیحاز خارجتردید دارد؛ یعنیماحقایقرا آنگونهکهوضعساختمانقوایادراکیما اقتضا میکند ادراکمیکنیمنهچنانکهدر واقعاست. ما هرگز نمیدانیمحقیقتچیست؟ از اینرو، باید از اظهارنظر در مسائلخودداریکرده، تماممسائلفلسفیو علمیوریاضیرا، احتمالو تردید تلقیکنیم.

مکتبجزمو یقین، آگاهیصحیحو مطابقتبخشیاز ادراکاتما با واقعرا ممکنمیداند. بنابراین، پیروانمکتبجزم، بخشیاز ادراکاتانسانرادارایارزشقطعیو یقینیمیدانند و بهشبهاتمطرحشدهاز سویپیرواندو مکتبپیشینپاسخهاییقابلقبولمیدهند. پیروانمکتبجزمو یقینبهدو گروهنسبیگرا و مطلقگرا تقسیممیشوند. گروهنسبیگرا معتقدند صور وماهیتاشیا بهطور مطلقو دستنخوردهبهفضایذهنما گامنمینهند و ازنظر شرایطزمانیو مکانیو دستگاهادراکیخود انساندستکاریمیگردند.بنابراین، هر چیزیکهبرایما معلومو مکشوفمیگردد، کیفیتظهور ونمایشآن، بهکیفیتعملاعصاببهضمیمهعواملخارجیبستگیدارد. ازاینجهت، ماهیاتاشیا بهطور اطلاقو دستنخوردهبرایقوایادراکیظهور نمیکنند و حقایقدر عیناینکهحقیقتهستند، نسبیو اضافیاند. طبقاینگرایش، علومارزشعملیدارند نهارزشعلمیو نظری؛ یعنیدر مقامعملسودمندند نهبرایدریافتحقایق.

گروهمطلقگرا معتقدند واقعیاتهمانگونهکهدر خارجهستند، ادراکمیشوند. ادراکهایما براساسواقعنماییحقیقیاستوار استو چنینعلومیارزشعلمیو نظریدارند؛ زیرا ما را در جریانواقعیاتقرارمیدهند. اینگروهشبهاتپیروانگرایشاولرا با نقد جدیروبهرو ساختهوروشنکردهاند کهگرایشواقعنمایینسبیادراکاتبهمکتبشکبازمیگردد.

پیروانگرایشواقعنماییحقیقیبهسهگروهعقلیون، اشراقیون، و فلاسفهاسلامیتقسیممیشوند. گروهاولاینواقعنماییرا ویژگیادراکاتعقلیوگروهدومویژگیادراکاتقلبیمیخوانند؛ ولیگروهسومآنرا برایهمهادراکاتحسی، تجربی، عقلی، و قلبیثابتمیدانند. اینگروهچناناعتقاددارند کهارزشتماماینادراکاتارزشعلمیو نظریاست.

امیر علمو معرفت، امامعلی(ع) نظر گروهسومرا تثبیتو رهپویانعلمومعرفترا بهآنهدایتکردهاند. برایبیانایندیدگاه، بررسیارزشعلمیونظریهر یکاز ادراکاتیادشده، سودمند مینماید.

 

۱. معرفتحسی

آنچهاز طریقحسحاصلمیشود، بهطور مستقیمموجبیقینذهنبهآننمیشود و تنها جزمبهارمغانمیآورد؛ برای  مثال، آنچهبا دیدننورحاصلمیشود تنها جزمبهوجود نور است؛ اما هر جزمیبا واقعمطابقنیستو ممکناستجهلمرکبباشد. معرفتو یقینبهوجود نور وقتیحاصلمیشود کهما امتناعاجتماعنقیضینرا بهعنوانیکاصلعقلیبشناسیموبراساسآنبگوییم: نور را با حسمشاهدهمیکنیم، پسموجود است؛ و هرشیء یا موجود استیا معدومـ یعنیاجتماعوجود و عدمیکشیء در آنواحد محالاستـ پسعدمنور مشاهدهشدهمحالاست؛ و در نتیجهوجودشضروریاست؛ یعنیما یقینداریمنور موجود است. بنابراین،ادراکحسّیِ متکیبر برهانعقلیمسلّم، یقینآفریناستو ارزشعلمیومعرفتیدارد. امامعلی(ع) دربارهارزشیقینیادراکبصریمیفرماید:«حقآناستکهبگوییدیدم»؛ و ارزشعلمیادراکسمعیرا با عبارت«بشنو تا بدانی» باز مینمایاند.

 

شرطاصلیتحصیلیقیناز راهحس

باید توجهداشتحسپساز چند کار فیزیکی، دریافتخود را بهذهنتحویلمیدهد و ذهنبهآنچهاز طریقحسدریافته، جزممییابد. البتهذهندر امانتیکهاز حسدریافتداشتهتصرفمیکند و برخیاز قیود آنرا درنظر نمیگیرد؛ برایمثال، ستارهایرا کوچکمیبیند و بدوندر نظر گرفتنفاصلهستارهاز زمین، بههمانمحسوستوجهمیکند و میگوید، ستارهکوچکاست. اگر تمامقیودیکهحسهمراهدارد در نظر بگیرد، باید بگوید:ستارهاز فاصلهدور کوچکدیدهمیشود: بنابراین، حکمو تصدیقخطانتیجهدخالتنابهجایذهناستنهحسّ.

پسشرطاصلیتحصیلیقیناز طریقحواسایناستکهذهنمقدمهمحسوسرا همانگونهکهحسدریافتهاستـ یعنیبا تمامشرایطو قیودشـحفظکرده، در امانتحفظتصرفنکند. پرهیز از دخالتذهنبا ممارستوتمرینعقلیممکناست.

 

۲. معرفتتجربی

آنچهدر فصلابزار شناختدربارهتجربهبیانشد، نشانمیدهد معرفتتجربیارزشیقینیدارد؛ زیرا خرد پساز تجربهو آزمایشـ با آنکهرویتمامافراد انجامنمیشود ـ باتوجهبهمشابهتکاملـ افراد دیگر با افراد موردآزمون، قهراً حکمرا بر تمامافراد گسترشمیدهد؛ زیرا وقتیدو چیز از هرجهتهمسانباشند، اختصاصحکمبهفردیمعینبیدلیلمینماید. اینمسألهدر فلسفهاسلامیبا قاعده«افراد متماثلدر احکامممکنو غیرممکنیکسانند» بیانشدهاست. بر ایناساس، آزمونهایجهانکلیاستو اگر درموردیتخلفبهچشممیخورد، بدانسبباستکهمورد از هر جهتبامورد آزمونهمسانیندارد یا اگر همسانمینماید، مانعیدر کار است.امیرمؤمنانعلی(ع) در اینبارهمیفرمایند:

التجاربعلممستفاد؛ آزمونها معرفتیاکتسابیاست.   
ثمرهالتجربهحسنالاختبار؛ نتیجهآزمونآگاهیاست.

فرقتجربهو استقرایناقص

استقرا یعنیبررسیاحوالجزئیاتبرایرسیدنبهحکمکلی. استقرا دونوعاست: تامو ناقص. استقرایتامبررسیحالتمامافراد استکهارزشیقینیدارد؛ ولیغالباً ممکننیست. و استقرایناقصبررسیحالبرخیازافراد و جزئیاتاستو برخلافتجربه، ارزشیقینیندارد؛ چونمحورقضاوتو حکمدر استقرا شباهتاستو تشابهنمیتواند پایهیکحکمکلییقینیباشد. در حالیکهملاکحکمدر تجربهتماثلو یگانگیطبیعتافراداستو یگانگیو وحدتطبیعتبهحکمخِرَد میتواند پایهحکمکلییقینیگردد؛ بهعبارتروشنتر، وقتیمثلاً رویچند قطعهآهنآزمایشکردیمودیدیمآهندر حرارتیخاصمنبسطمیشود و آزمایشرا آنقدر تکرارکردیمتا بهیقینرسیدیمکهانبساطاثر مخصوصآهنمورد آزمایشدردمایمخصوصاست، قاطعانهمیتوانیمبگوییمتمامآهنهایجهانکهازنظر آلیاژ و حرارتبا آهنمورد آزمایشهمسانند، در حرارتخاصانبساطپیدا میکنند. در غیر اینصورت، باید انبساطآهنمورد آزمایش، علتیجداگانهداشتهباشد و چونچنین علتیوجود ندارد، میشود گفت: علتانبساطهمراهذاتآهنو حرارتمعیناستو باید در هر کجا کهآهنوحرارتوجود دارد، با انبساطهمراهباشد؛ زیرا معنا ندارد کهعلتدر موردیتأثیر کند و در مورد دیگر کهاز هر نظر مانند آناست، بیاثر باشد؛ بهتعبیرعلمی، «ترجیحبلا مرجّحمحالاست

اینبیاننشانمیدهد چرا آزمون، یقینو علمبهارمغانمیآورد واستقرا، مفید یقیننیست. در آزمایش، علتحکم(انبساط) را بهدستمیآوریمو بهحکمخرد، آنرا توسعهمیدهیم؛ در حالیکهدر استقرا تنهاتفحُّص، انجاممیشود و هرگز علتحکمبهدستنمیآید.

 

۳. معرفتعقلی

شکینیستکهمعرفتعقلیارزشیقینیدارد. از اینرو، امامعلی(ع)میفرماید: کسیکهتعقلو اندیشهکند، میفهمد. تعقلکنتا درککنی.

ادراکاتعقلیبدیهی، قضایاییخود معیارند کهذاتاً ارزشیقینیدارند وادراکاتعقلینظری، ارزشیقینیخود را از رجوعبهادراکاتبدیهیکسبمیکنند. البتهچنانکهدر بحثاحراز معرفتعقلیصحیحگذشت، ممکناستدر ارجاعنظریبهبدیهی، خواصنیز در دامغفلتو مغالطهگرفتارآیند. آرایمتباینآنها در بسیاریاز امور نظری، بهدرستیاینسخنگواهیمیدهد. امامعلی(ع) اینچالشرا گوشزد کرده، میفرماید: عقلهایخود رامتهمبدانید؛ زیرا از اطمینانبهآنها خطا پیدا میشود.

بنابراین، اطمینانکاملبهرجوعواقعیادراکاتنظریبهادراکاتبدیهی،وقتیحاصلمیشود کهبا قرآنو سنتمعصومان(ع) ناسازگار نباشد.

 

شرطاصلیتحصیلیقیندر معرفتعقلینظری

ارزشیقینیمعرفتعقلینظریوقتیحاصلمیشود کهبرهانعقلیازمبادیو مواد قطعیو یقینیتشکیلشود. اینمبادیگاهعقلیمحضاستـخواهمانند اولیاتو فطریاتبدیهیبینباشد و خواهنظریمبینـ چنانکهامامعلی(ع) در اینمورد میفرماید: عقلها پیشوایانافکارند. گاهحسّیمتکیبر عقلمانند حسو تجربهـ بهبیانیکهدر ارزشیقینیآندو گذشتـو گاهنقلیمتکیبر عقلینظیر خبر متواتر و خبر واحد آمیختهبهقرائنقطعی. امیرمؤمنانعلی(ع) دربارهاینمبادینقلیمیفرماید:

آنان[اهلتقوا] کسانیهستند کهگوشهایخود را وقفشنیدنعلمومعرفتسودمند ـ اخبار و روایاتمعتبر ـ کردهاند.

 

۴. ارزشمعرفتشهودی

علمو معرفتشهودی، مانند علمحصولی، گاهنظریو مبیناستو گاهبدیهیو بین. همانطور کهعلمحصولیبدیهیو اوّلیشکپذیر نیست،شهود بینمُخْلَصها یعنیانبیا و اولیایمعصومالاهینیز از تردید و بطلانپیراستهو از خطا مصوناست؛ یعنیهنگامشهود و پساز آن، در سالکیکهبهیمناخلاصشبهوادیایمنِ اخلاصالاهیبار یافت، هیچگونهتردید و جهلراهنمییابد.

شهود کسانیکهدر مرتبهپایینتر قرار دارند، شهودینظریو آمیختهبهخطا است. اینشهود جزمآفریناست؛ ولییقینآور نیست. از اینرو، بهخودیخود ارزشمعرفتیو علمیندارد و تنها با احراز مطابقتشبابدیهیاتعقلیو قرآنو سنتمعصومان(ع) میتوانآنرا دارایارزشعلمیو معرفتیدانست.

 

د) مراتبعلمو معرفت

معرفتدرجاتیدارد؛ یا تقلیدیاستیا برهانیو یا شهودی. نازلترینمرتبهمعرفت، معرفتتقلیدیاست؛ زیرا نخستینگامدر مسیر معرفتآگاهیاجمالیاستو معرفتاستدلالیو شهودیکههر کدامدارایمراتبودرجاتاست، در مراحلبالاتر قرار دارد.

گاهمعرفتبراساستقلید محضاستو آنوقتیاستکهشخص، ازشهود و نیز قدرتاقامهبرهانبر معرفتمحروماست؛ ولیبهکسانیچونمعصومان(ع) کهگفتارشانحجتاست، اعتماد دارد. در اصولدین، بعد ازاثباتصانعو پذیرشمسألهوحیو رسالتکهبا برهاناجمالیحاصلمیشود، آنچهکهبر عقلمتوقفنیستو اعتماد بر نقلدر آنبهدورنمیانجامد، بهصورتتقلیدیاز اولیایمعصوم(ع) قابلدریافتاستوسخنمعصومدر اینزمینهحجتشمردهمیشود. بههمینجهت، مردمفتوایکسانیرا کهبا سخنانمعصومان(ع) آشنایند و برایدیگراننقلمیکنند،میپذیرند؛ زیرا آنفتوابا واسطهبهوحیبازمیگردد.

البتهاگر مقلّد، قبلاً عصمتمصدرِ فتوا را با برهاناثباتکند، و آزادیبیاناو را نیز با شواهد و قرایناحراز نماید، و مدلولکلامشرا همبهصورتیقطعیدریابد، یقینیکهاز اینطریقبهدستمیآورد، بر برهانمتکیو درحد خود تحقیقاستنهتقلید صرف؛ یعنیجزممطابقبا واقعو غیرقابلزوالبهدستمیآید؛ ولیدر اینصورت، او محققو مجتهد استنهمقلّد. البتهتقلید قسماولنیز با تقلید محضکورکورانهتفاوتدارد. در تقلید کورکورانهبهکسانیکهگفتارشانحجتنیست، اعتماد میشود و رهاورد آننیز ظنوفاقد ارزشعلمیو معرفتی است. امامعلی(ع) در اینبارهمیفرماید: آنکهدینخود را از دهانهایمردمبهدستآورد، مردمنابودشمیکنند؛ و کسیکهدینخود را ـ بهطور مستقیمیا بهواسطهمجتهدانعلومدینیـ از قرآنوسنتمعصومان(ع) بهدستآورد، از کوهها استوارتر است.

گاهمعرفتبراساسبرهانعقلیتفصیلیاستو بهعلمو شناختحصولیمیانجامد. ایننوعمعرفتدو مرتبهدارد:

۱. شناختسطحیکههمانشناختحسیمتکیبر عقلاستو شناختظاهر یکشیء خاص، ویژگیآنبهشمار میآید.

۲. شناختعمقیکهعبارتاستاز نفوذ در باطناشیا، تشخیصویژگیهایدرونیآنها، درکاشیا بهصورتیکمفهومعام، درکحقایقبهصورتقانونو معرفتبهذیالا´یهو صاحبنشانهاز رؤیتآیتو نشانه؛مانند آنچهدر شناختتجربیو معرفتعقلیمحضو معرفتنقلیمتکیبرعقلمجتهد حاصلمیگردد. امامعلی(ع) دربارهاینمرتبهاز معرفتعقلیمیفرماید:

خداوند با نشانههایتدبیر استوار و خواستههایحکیمانهدر خلقنظاماحسن، در برابر عقلها، آشکارا جلوهکردهاست.

گاهمعرفتبراساسشهود و حضور معلومنزد قلبشاهد استکهدر مرتبهبالاتریاز معرفتعقلیحصولیقرار دارد و از مراتبگوناگونبرخورداراست. در نخستینمرتبه، انسانمیتواند اسرار عالَممُلکو طبیعترا دریابد واز اینطریقـ بیآنکهرنجشرایطو اسبابمعرفتمفهومیرا کهبهشناختاز دور مربوطاست، داشتهباشد ـ بهحوادثگذشتهو آیندهجهانطبیعتعلمپیدا کند. در مرتبهبرتر، انسانبهاسرار عالمملکوتو فراطبیعتپیمیبرد؛درکآنبرایکسانیکهسفر از عالمملکرا آغاز نکردهو جز آنبهحقیقتیراهنبردهاند، غیرممکناست. مرتبهفراتر از این، آمادگینظر بهجبروتوشایستگینظر بهعرشخداوند سبحاناست. در اینمرتبه، طوریخداوند رامیشناسد کهگویا او را با چشمدلمیبیند و نیز میداند کهخداوند ویرامشاهدهمیکند. مرتبهفراتر از این، مقامکسانیاستکهبهدرستیخداوند رامشاهدهمیکنند و خود را در حضور او مییابند. نمونهبارز اینافراد، مولایمتقیانامیرمؤمنانعلی(ع) استکهدربارهشهود مبدأ میفرماید: «آیاپروردگاریرا کهندیدهام، پرستشکنم؟» اینکلامبیانسیرهکسیاستکههموارهناظر بهخداوند است. کسیکهبهرهایاز اینمقامبرد، بههر چهمینگرد، آنرا آیتخداوند سبحانمیبیند؛ یعنیبههر سو رو کند، در آنسو چهرهو وجهخداوند سبحانرا مشاهدهمیکند.

بهدریا بنگرمدریاتهبینمبهصحرا بنگرمصحراتهبینم

بههر جا بنگرمکوهو در و دشتنشاناز قامترعناتهبینم

اینخود رشحهایاز کلامبلند صاحبآنمقاماستکهمیفرماید: هرگزچیزیمشاهدهنکردم، جز اینکهخداوند را قبلو بعد و همراهبا آندیدم.

دلیکز معرفتنور و صفا دیدبههر چیزیکهدید اوّلخدا دید

آنحضرتدربارهشهود معاد کههنگامبرچیدنپردهها است، میفرماید:اگر پردهکنار رود ذرهایبر یقینمنافزودهنمیشود. رسولاکرم(ص) کهخود حاملوحیو صاحبرسالتاست، دربارهشهود حقیقتوحیبهوسیلهمولیالموحّدینعلی(ع) میفرماید:

ایعلی، تو آنچهرا کهمیشنوممیشنویو آنچهرا کهمیبینممشاهدهمیکنی.

 

ديدگاه ها: