موسسه پردازشگران

تماس با ما

02

ابزار معرفت‌

01

فصلسوم 

ابزار معرفت

 

انسانبرایبهدستآوردنمعرفتاز وسائلمتناسبکهابزار شناختنامیدهمیشود، بهرهمیبرد. ابزارهایشناختدر کلامامامعلی(ع) چنیناست: حس، عقل، تجربه، دل و وحی.

 

۱. حس

انسانبهحواسّ متعدد برونیو درونیمجهز شدهاستو از طریقهر یکبا گوشهایاز جهانمحسوسآشنا میشود؛ دیدنیها را بهوسیلهچشم،شنیدنیها را از طریقگوش، چشیدنیها را از راهذائقه، بوییدنیها را بهوسیلهشامّهو زبریو نرمیو گرمیو سردیرا از طریقلامسهبهدستمیآورد.افزونبر این، احساساتدرونیمانند رنجو شادیبهوسیلهحواسدرونیدرکمیشود. امامعلی(ع) دربارهحواسگوناگونانسانمیفرماید:

انمحلالایمانالجنانو سبیلهالا ذنان؛ جایگاهایماندلاستو راهآنگوشها است.  
العینرائد القلب؛ چشم، رسولو خبرنگار دلاست.

خداوند انسانرا با ابزارهایمعرفتیآفرید تا بهواسطهآنها حقو باطل،چشیدنیها و بوییدنیها و رنگها و جنسها را بشناسد.

هر مردیاز شما کههنگامنبرد با دشمن، دلیریو شجاعترا در خوداحساسنماید و در یکیاز برادرانشناتوانیو ترسرا مشاهدهکند، بایددشمنرا از او دفعنماید.

در بینابزارهایحسی، نقشگوشو چشماز همهمهمتر است؛ زیرا انسانمسائلحسّیرا نوعاً از طریقچشمو گوشدرکمیکند. از اینرو،امامعلی(ع) بر ایندو حسبیشتر از سایر حواستکیهدارد، و ابزار شنواییرا مقدّمبر ابزار بیناییذکر میکند:

خداوند برایشما گوشیهاییقرار دادهاستتا شنیدنیهایمهمرا بهذهنبسپارند؛ و نیز چشمهاییقرار دادهاستتا پردهاز شناختدیدنیها بردارند.

 

۲. عقل

عقلو خرد از ابزارهایبسیار مهمشناختاستکهنوعانسانرا از حیوانممتاز میگرداند؛ زیرا ابزار شناخت حیواناتدر حواسّ و شناختشانبهمحسوساتمنحصر است. انسان، علاوهبر حواس، بهنعمتبزرگعقلمجهزشده، تا بتواند امور غیر محسوسرا نیز درککند و بهشناختعمیقواقعیتها و حقایقو روابطبینآنها نائلآید. امامعلی(ع) در اشارهبهابزاربودنعقلبرایمعرفتمیفرماید:

العقلمرکبالعلم؛ عقل، مَرْکبعلم‌‌و [معرفت ] است.     
مثلالعقلفیالقلبکمثلالسراجفیوسطالبیت؛ عقلدر دلانسان، مانندچراغدر وسطخانهاست.

وقتیانسانبهسنرشد میرسد، بیآنکهبهاستاد نیازمند باشد، یکسلسلهحقایقرا درکمیکند و مسائلبدیهیایمانند محالبودناجتماعدوضدّ یا دو نقیضبرایشروشناست. افزونبر این، حسنو قُبحبسیاریاز امورمانند ستمو عدالترا درکمیکند. ایننخستینمرتبهظهور عقلو تمییز وادراکغیرحسّیاستکهبخشادراکاتبدیهیو وجدانیو غیر محتاجبهدلیلرا تشکیلمیدهد. امامعلی(ع) در اشارهبهاینحقیقتمیفرماید:

العقلغریزهتزید بالعلمو التجارب؛ عقل، نهادیدرونیاستکهبا علموتجربهفزونیمییابد.

سپسانسانبهمرحلهبلوغفکریمیرسد. قدرتعقلانیاشفزونیمییابد؛ و با فکر و اندیشهبهتجربهو تحلیلو ترکیبو تلفیقمعلوماتذهنیمیپردازد و ادراکاتاکتسابیو نظریرا از ادراکاتبدیهیاستنتاجواستخراجمیکند. امامعلی(ع) در اینبارهمیفرماید:

ریشهو اساسعقل، فکر و اندیشهاست. و بهوسیلهعقل، ژرفایحکمتو معرفتاستخراجمیگردد.

بنابراین، بسیاریاز حقایقعلمیاز طریقعقلقابلدرکاست. گسترهایکهعقلو خرد معمولیروشنمیسازد، باتوجهبهسالهایرشد و بلوغ، فرقمیکند؛ چنانکهامامعلی(ع) میفرماید: عقلانساندر ۳۵ سالگیبهنهایتمیرسد. البتهعقلهایانبیا و اولیا(ع) شعاعیبسیار گستردهتر را نورافشانیمیکند، و سببمیشود آنها حقایقپنهاناز خرد دیگرانرا بهدستآورند.از اینرو، در داستان«لیلهالمبیت» میخوانیم: هنگامصبحـوقتیسرانقریشبهخانهپیامبر(ص) ریختند و علی(ع) را در بسترشیافتند ـ پرسیدند:محمد کجا است؟ فرمود: شما او را به مننسپردهبودید. شما نخواستید او درشهرتانباشد؛ بنابراین، خود بیرونرفت. در اینهنگام، سُراقهبنمالکمخزومیگفت: اکنونکهمحمّد نیست، علیرا از دستندهید و جهانرا ازوجودشتهیسازید. «ابوجهل» گفت: دستاز اینسادهلوح! بردارید کهمحمد او را فریفتهو فداییخود ساختهاست! علی(ع) بهابوجهلفرمود: «ایابوجهل! خداوند آنقدر بهمنخرد بخشیدهکهاگر بر جمیعابلهانومجنونهایدنیا تقسیمکنند، همگیعاقلخواهند شد؛ و آنقدر شجاعتعطافرمودهکهاگر بر تمامترسوهایعالمتقسیمکنند، همگیشجاعمیشوند؛ وآنقدر حلمو تدبیر در امور بخشیدهکهاگر بر تمامسفیهانجهانتقسیمکنند،همگیصاحبتدبیر میگردند.

 

۳. تجربه

تجربهاز مقارنتحسو عقلشکلمیگیرد؛ اما شیوهکارشبا حسوعقلکاملاً متفاوتاست. در حسّ ما تنها به

شناختهایجزئیدر مورد محسوساتدستمییابیمو در ادراکاتعقلیمحض، عقلاز قانونکلیایکهقبلاً ادراککرده، وضعفرد یا افرادیرا روشنمیسازد؛ برایمثال، عقلاز طریقبرهانبهدستمیآورد کههرپدیدهایپدیدآورندهایلازمدارد و قانونعلیتکاملاً محترماست. آنگاه،بهوسیلهاینحکمکلّی، دربارهیکپدیدهاجتماعییا طبیعیداوریمیکند ومیگوید: اینانقلابیا آنآتشسوزیبیعلّتنبودهاست؛ ولیدر تجربه،یافتههایحسّیمکرّر در مورد محسوساتبهوسیلهیکاصلمسلّمعقلیشکلمیگیرد و فرآیند آن، کشفحکمیکلیو قانونیعلمیو فراگیر و قابلانطباقبر همهموارد است؛ براینمونه، با آزمایشهایمحدود در مواردخاصمییابیمآبدر آنموارد در دمای۰۱۰۰ میجوشد. آنگاهخرد بهواسطهاصلمحالبودنترجیحبدونمرجّحیا اصلیکسانبودنحکمأمثالدر همهجا، حکمو قانونکلیِ «هر آبخالصدر دمای۰۱۰۰میجوشد» را بهدستمیآورد. بدینترتیب، انسانروز بهروز قوانینعلمیبیشتریکشفمیکند. امیرمؤمنانعلی(ع) از زوایایگوناگونبهاهمیتابزار تجربهتوجهکردهاست:

الف) ابزار معرفت: در آزمایشها آگاهیجدید وجود دارد. اگرآزمونها نبود، راهزندگیناشناختهمیماند.

ب) تکاملعقلانی: خرد بر دو نوعاست: خرد طبیعیو ذاتیو خرد اکتسابیاز طریقتجربه؛ و هر دو سودمند است. آزمونها سپرینمیشود مگر اینکهخرد انسانبالا میرود.

ج) ارزشنظریهها: ارزشرأیهر کسبهاندازهتجربهو آزمایشاواست.

همچنیندر وصیتیکهبرایفرزند عزیزشامامحسنمجتبی(ع) نوشتهاست، اهمیتاستفادهاز تجاربدیگرانرا چنینخاطرنشانمیسازد:

با تمامشوقو کوششاز تجربهو آزمونآزمایشگراناستقبالنما تا ازرنجآزمایشبینیاز شویو از انجاممجدّد آنآسودهگردی.

 

۴. دلو قلب

در جهانبینیالاهیابزار شناختدیگریبهنامدلو قلبباطنیوجوددارد کهشناختحاصلِ از طریقآن، عرفانو دلآگاهیخواندهمیشود. قلبو روحانسانپاک، بدونکاربرد حواسظاهریو دستگاهتعقل، با خارجازجهانمادهارتباطپیدا کند. در اینحالت، حقیقتیا حقایقیغیبیبرایانسانآشکار میگردد؛ زیرا روانانسانبسانآینهاست. همانطور کهآینهتمیزصور محسوساترا منعکسمیسازد، ضمیر انسانپاکو تهیاز صفاتزشتو کردارهایبد، حقایقجهانغیبرا باز مینمایاند. ایننوعدریافت،الهامو گاهاشراقنیز خوانده میشود.

امروزهبسیاریاز دانشوراندربارهالهامسخنمیگویند. حتی«نیچه»الهامرا چنینتوصیفمیکند:

الهامیعنیچیزیکهیکباره، توأمبا اطمینانو ظرافتیناگفتنی، دیدهیاشنیدهشود، چیزیکهانسانرا در اعماقهستیاشبههیجاندرآوردهو او را واژگونمیسازد.

روانشناسانالهامرا واقعیتیروانیمیدانند و چنینتوصیفمیکنند:

ادراکناگهانیآگاهیبخش، بدونمقدمهچونبرقنورافشاندر صفحهذهنمیدرخشد؛ بیآنکهانسانغالباً دربارهآنموضوعاندیشیدهباشد.

با بهرهمندیهرچهبیشتر از اینابزار معرفتیمیتوانبه«لقاءالله» و دیدارمحبوبیگانهنائلآمد؛ چنانکهامامعلی(ع) بر اینحقیقتتصریحفرمودهاست. براساسروایتی، ذعلبیمانیاز امام(ع) پرسید: امیرمؤمنان، آیاپروردگارترا دیدهای؟ علی(ع) فرمود: آیا پرستشکنمچیزیرا کهنمیبینم؟ عرضکرد: چگونهاو را میبینی؟ فرمود: چشمها با دیدنظاهریاورا درکنمیکنند؛ ولیدلها بهسببحقیقتهایایماندرکشمیکنند.

آری، چهرهحقیقتپوشیدهنیست، و جمالیار پردهندارد؛ امّا باید غباررهرا فرو نشاند تا بتوانتماشایشکرد.

جمالیار ندارد حجابو پردهولیغبار رهبنشانتا نظر توانیکرد

کسیکهبتواند غبارها و حجابها را از برابر دلکنار بزند و خود را ازاسارتشهواترهاییبخشد، درکو دیدیمییابد کهفرزنداندنیا از آنمحرومند. امامعلی(ع) در اشارهبه اینافراد میفرماید:

عقلشرا زندهکرد و نفسخویشرا کشتتا آنجا کهجسمشلاغر وخشونتاخلاقشبهنرمیگرایید، برقیپر نور برایاو درخشید و راهبرایاو روشنکرد.

کسانیکهدارایمعرفتشهودیاند، با نگاهدرونیبهاشیا و امور متفاوتمینگرند و مناظر و اصواتیمیبینند یا میشنوند کهدر آنها تردید ندارند.اینگونهاز شناخت، نخستدر حالتخوابنصیبانسانمیگردد. رؤیاهایصادقکهدر آنحقایقگذشته، حالیا آیندهمشاهدهمیشود، نشانهایاز چشمو گوشباطنیانساناست. در سالچهلمهجریسحرگاهیکهامامعلی(ع)هدفسوء قصد واقعشد، فرمود:

همانگونهکهنشستهبودم، خوابچشمانمرا ربود. رسولخدا(ص) رادیدم، پسگفتم: ایرسولخدا، از امتتو چهتلخیها دیدمو ازلجبازیو دشمنیآنها چهکشیدم! پیامبر(ص) فرمودند: نفرینشانکن.گفتم: خدا بهتر از آنانرا بهمنبدهد و بهجایمنشخصبدیرا برآنها مسلّطگرداند.

وقتینفسقویشود، مشاهداتبیرونیتوسطحواسظاهریبرایشمزاحمتایجاد نمیکند و حتیدر شهود خارجیبهیاریاشمیشتابند.صاحبدلِ مهذّبدر بیداریبا نگاهبههر منظر، حقیقتمناسببا آنرامیبیند و در گذر از هر زمان، نسیمیهماهنگبا آنرا استشماممیکند؛ بهعبارتدیگر، نزد اینشخصهر شیء از اشیایطبیعیهمانند آینه، آیهونشانهایاستکهحقیقتیبرتر از حقایقملکوتیو جبروتیرا ارائهمیدهد.

همچنینشخصیکهگرفتار انواعحجابهایقلبیاست، گاهدربحرانیترینحالاتزندگیقرار میگیرد، بهطوریکهدستخود را از همهاسبابظاهریکوتاهمیبیند. در اینحال، حجابهایقلبیبرطرفمیشود؛با فطرتِ دلنور حقتعالیرا مشاهدهمیکند و از او یاریمیجوید. اینمعرفتفطریدلغیر از معرفتفطریعقلاست؛ زیرا معرفتفطریدلمعرفتیحضوریاستو معرفتفطریعقلمعرفتیحصولی. کههر انسانیبعد از رسیدنبهرشد عقلی، با مشاهدهنظامجهانهستیو گوشههاییاز اسرارآفرینش، بیدرنگبهآندستمییابد و درکمیکند کهایننظامبدیعواسرار شگفت، نمیتواند زاییدهمبدئیفاقد شعور باشد.

 

۵. وحی

اصلوحیـ چنانکهراغبدر مفرداتمیگوید ـ اشارهایسریعاستکهبا کلامرمزیبا صدایتهیاز ترکیبکلامییا اشارهو یا نوشتنهمراهاست.اینسخننشانمیدهد در وحیاشارهو سرعتنهفتهاستو بههمیندلیل،برایبیانارتباطمرموز و سریعانبیا با عالمغیبو ذاتپاکپروردگار، بهکار بردهشدهاست. امیرمؤمنانعلی(ع) وحیرا دارایتفسیرها و اقساممتعدد میداند کهوحینبوتو رسالتنخستینو مهمترینآنها است. آنبزرگوار همچنینمیفرماید:

خداوند از میانفرزندانآدمپیامبرانیبرگزید و از ایشانبر وحیوتبلیغرسالتعهد و پیمانگرفت… پسخدایتعالیپیامبرانخود رادر میانمردمبرانگیختو ایشانرا پیدرپیمیفرستاد تا عهد و پیمانفطریآنانبا خدا را طلبکنند و نعمتهایفراموششدهرا بهیادآورند و با ابلاغاحکامالاهی، حجترا بر آنها تمامنمایند وتوانمندیهایپنهانشدهعقلها را آشکار سازند و نشانههایقدرتخدا را معرفیکنند.

حقیقتاسرارآمیز وحی

بدونشکما نمیتوانیمدربارهحقیقتوحیاطلاعبسیار بهدستآوریم؛ زیرا ادراکیخارجاز حدود ادراکاتما استو ارتباطیاستکهدرمحدودهارتباطهایشناختهشدهما نمیگنجد. عالموحیعالمیناشناختهوفراتر از ادراکاتما بهشمار میآید. بهراستیچگونهیکانسانخاکیبا مبدأعالمهستیارتباطپیدا میکند؟ و چگونهخداوند ازلیو ابدیو از هر جهتبینهایت، با مخلوقیمحدود و ممکنرابطهبرقرار میسازد؟ امامعلی(ع)گوشههاییاز اینارتباطاسرارآمیز را چنینتوضیحمیدهد:

گاهیبر پیامبراناز طریقفرشتگانالاهیوحیمیشد و گاهیبهطورمستقیمبینخداوند و پیامبرانارتباطکلامیبرقرار بود… و کلامخداوند با پیامبرانبهروشواحدینبود؛ بلکهگاهچیزی(امواجصوتی) بود کهبهوسیلهآنبا آنها سخنمیگفتو گاهبهصورتالهامقلبیو گاهبهصورترؤیایصادقو گاهبهصورتوحیو نازلکردنآیاتیبود کهتلاوتو قرائتمیشود.

بنابراین، باید گفت: برخلافمعرفتعقلانیکهاز سنخعلمحصولیاست، معرفتوحیانیاز سنخعلمحضوریاست. وحیو ابزار دلبایکدیگر تفاوتجوهریندارند. هر دو راهدرونیو حضوریاند و برایرسیدنبهمعرفتبهکار میآیند؛ با اینتفاوتکه:

۱. وحیابزار درونیاندکیاز انسانها استکهپیامبرانالاهیخواندهمیشوند. از اینرو، برایمردمعادی، راهو ابزار بیرونیمعرفتبهشمارمیآید؛ در حالیکهدلابزار درونیپاکاناست.

۲. علمحضوریاز طریقوحی، پایهتعلیماتآیینهایآسمانیرا شکلمیدهد؛ ولیعلمحضوریاز طریقابزار دلبدونوحیالاهیجنبهفردیدارد.

امامعلی(ع) در اینبارهمیفرماید:

خداوند پیامبرانشرا برانگیختو وحیرا بهآناناختصاصداد و آنهارا برایمردمحجتو دلیلگردانید تا استدلالییا جایعذریبرایکسیباقینماند. پسخداوند همگانرا بهوسیلهزبانراستگویپیامبرانبهراهحقدعوتنمود.

البتهخود مولا علی(ع) مقامنبوتنداشت؛ ولیبهچنانجایگاهرفیعیرسیدهبود کهشاهد وحیالاهیباشد:

مننور وحیو رسالترا میدیدمو بوینبوترا میبوییدم.

 

ديدگاه ها: