موسسه پردازشگران

تماس با ما

02

روش‌های‌غیرخودی‌ها

01

روشهایغیرخودیها

 

جبهه غیرخودیجهتدستیابیبهمقاصد خود از شیوههایگوناگوناستفادهمیکند. روشهایآنها در دو بخشسیاسیو فرهنگیقابلبررسیمینماید:

 

۱. روشهایسیاسی

از مهمترینشیوههایسیاسیاینگروهجهتنفوذ در جبهه خودیوسستکردنپایههاینظاماسلامی، ایجاد جنگروانیاست. القایناامیدیدرمیانمردم، وارونهجلوهدادنحقایق، دامنزدنبهشایعات، استفادهاز ابزارهاو شیوههایتبلیغاتیجهتالقایناکارآمدینظامدینی(نظامولایی)، تشویشاذهانعمومی، تخریبافراد و مانند اینها، مجموعهعواملیاستکهدرجنگروانیعلیهنظاماسلامیبهکار گرفتهمیشود.

در دورانامامعلی(ع) غیرخودیها (طرفدارانمعاویه) از جنگروانیعلیهحکومتحضرتبهرهمیبردند؛ براینمونهزمانی، علیرا ناآشنا باسیاستو معاویهرا سیاستمداریزبردستمعرفیکردند. از اینرو، علیباید از حکومتکنار رود. سیاستدر نظر آناندروغگوییو فریبودوروییاست.

آنانسیاسترا در زدن، کشتن، ویرانکردنو بههدفرسیدنمیدانند؛ اگر چهدر اینراهخونهایبهناحقریختهشود، اموالیبیحسابتلفشود، حقوقیاز قویو ضعیفاز بینبرود. طبعاً هرعملیکهخلافاینمشیباشد از نظر آنانسیاستیضعیفو توسریخور است. بر ایناساس، از نظر آنانعلیشاگرد اولمکتباسلاممردیعالمو فقیهاست؛ ولیسیاستمدار نیست!

حضرت، بر برابر اینتبلیغدشمن، فرمود:

بهخدا سوگند، معاویهزیرکتر از مننیست؛ لیکنشیوه او پیمانشکنیو گنهکاریاست. اگر پیمانشکنیناخوشایند نمینمود،زیرکتر از منکسینبود.

شگرد سیاسیدیگریکهغیرخودیها جهترسیدناهدافخودبرمیگزینند، جریانسازیو فضاسازیداخلیاست. فتنهانگیزی، بر همزدننظماجتماعات، ایجاد تنش و اصطکاکبیننیروهایاصلینظام، فضا سازیداخلیو درگیر کردننیروهایانقلاببا یکدیگر از روشهایمهموخطرناکآنانجهتبراندازیاست.

تبدیلروابطدوستانهو صمیمانهگروههایخودیبهکینهو دشمنی، بهعهده عناصر رخنهگر نهادهشدهاست. یکیاز گروههایغیرخودیبههمفکرانچنینتوصیه میکند:

باید با اتخاذ مواضعینسبتبهتشدید بر خوردهایتهاجمیوخصمانهبینجناحهایموجود در کشور … اقدامشود.

سومینشیوه سیاسینامحرماندرمبارزهبا نظاماسلامیو انقلابشبهافکنیو مغالطهکاریاست. هدفاز اینروششستو شویمغزیافرادجامعهو تصرفدر باورهایمردماست. بخشیاز اینمغالطاتو شبهاتچنیناست:

حکومتدینیو ولاییاستبدادیاستو در آنآزادیعقیدهو بیانوجود ندارد.

دینو سیاستنمیتواند آمیختهباشد، فقهو حکومتفقهینمیتواندجامعه آرمانیبسازد.

دیننمیتواند دنیایانسانها را آباد سازد و تنها موجبحیرانیوسرگردانیاست.

صفبندیافراد در عرصه اجتماعیو سیاسی صحیحنیستو با روحتمدنو پیشرفتسازگاریندارد.

امیرمؤمنان(ع) در نامهایبهمعاویهبهاینشگرد ویاشارهمیکند ویادآور میشود کهاو با فریفتنمردم، آنها را گمراهساختهاست:

و گروهیبسیار از مردمرا تباهساختیو بهگمراهیاتفریبشاندادیو در موجدریایـ سرگشتگیـ خودشاندر انداختی. تاریکیهاشانازهر سو در پوشاند و شبههها از اینسو بدان  سوشانکشاند. پساز راهحقبهیکسوفتادند و بازگشتند و رویبهگذشتهجاهلینهادند. بهحقپشتکردند و بر بزرگیخاندانخود نازیدند، جز اندکیازخداوندانبصیرتکهباز گردیدند، تو را شناختند و از تو جدا شدند.

همانگونهکهحضرتمیفرمایند، غیرخودیها زمینهرا برایدستاندازیدشمنو نیروهایداخلیاشآمادهمیسازند. اینآمیزش، افراد را درتحیر، سرگردانیو تردید فرو میبرد و قدرتتصمیمگیریبرایدفاعاز حقو آرمانها را از آنها سلبمیکند.

نگاهیسطحیبهاحکامحیاتبخشاسلامنادرستیمغالطاتدگراندیشانو شبهافکناندر زمینههایفوقرا روشنمیسازد. مهمترینموضوعاتسیاسیکهاصولتفکر سیاسیاسلامرا تشکیلمیدهد و امامدرنهجالبلاغهبهآنها پرداخته، عبارتاستاز:

زمامداریو اداره جامعهتوسطدینباوران، صفاترهبری، همکاریو مشارکتعمومییا نظارت، مسؤولیتهمگانی(امر بهمعروفو نهیازمنکر و النصیحه لائمه المسلمین) رابطه متقابلحاکمو مردم، سازشناپذیریدر برابر دشمن، اصلمشورت، ظلمستیزی، مساواتو برابری،عدالتاجتماعیو تکیهبر مردم.

بررسیو پاسخبههمه مغالطاتغیرخودیها در حوصله ایننوشتارنیست؛ اما براینمونهبررسییکشبهه از چشمانداز امامعلی(ع) سودمندمینماید.

یکیاز مسائلیکهغیرخودیها بر آنپایمیفشارند، عدمآزادی، بهویژهآزادیعقیدهو بیان، در نظاماسلامیاست. آنها حکومتدینیرااستبدادیو تهیاز آزادیبیانو عقیدهمیدانند. اینانبا بیانایندیدگاه،نادرستینظر خود را اثباتمیکنند؛ اما در عینحالجهتشبههافکنیبهاینشگرد سیاسیدستمییازند.

توجهبهعملکرد حکومتاسلامیدر صدر اسلام و دو دهه انقلاباسلامی، بیاعتباریسخنآنها را آشکار میسازد. استاد مطهریدربارهرفتار امامعلی(ع) با مخالفانمینویسد:

حضرتبا خوارجدر منتهیدرجه آزادیو دموکراسیرفتار کرد،زندانشاننکرد، شلاقشاننزد و حتیسهمآنانرا از بیتالمالقطعنکرد. آنها در همهجا در اظهار عقیدهآزاد بودند و حضرتخودشواصحابشبا عقیدهآزاد با آنانرو بهرو میشدند و صحبتمیکردند.طرفیناستدلالمیکردند، استدلالیکدیگر را جوابمیگفتند. شایداینمقدار آزادیدر دنیا بیسابقهباشد کهحکومتیبا مخالفینخود تاایندرجهبا دموکراسیرفتار کردهباشد.

 

۲. روشهایفرهنگی

ایجاد اختلافدر دینیکیاز اینشیوهها است. از آنجا کهباورها ازعواملمهمپایداری، مقاومتو پیروزییکملتبهشمار میآید،تجددگرایانمقلد غربکهدشمنارزشها و اعتقاداتند، میکوشند با رخنهدرباورها و میانتهیکردنآنها، معتقدانبهارزشها را بهراهیکهخود وسردمدارانشانمیپسندند، سوقدهند. ایناندر پیآنند کهبا تخریبفرهنگو توطئهدر ارزشها بههدفخویشدستیابند. اینشیوهبا عنوانهایینظیر«قرائتجدید از دین»، «تکاملمعرفتدینی»، «بازسازیفکر دینی»،«برداشتهایمتفاوتاز آموزههایدینی»، «تکثر گرایی»، «تساهلوتسامح»، و مانند اینها در جامعهمطرحمیشود.

امامعلی(ع) درباره برداشتهایمتفاوتاز دینو حقیقتدانستنهمهآنها میفرماید:

دعوینزد یکیاز آنانبرند، او رأیخود را در آنمیگوید؛ و هماندعویرا بر دیگریعرضهمیکنند و او بهخلافویراهمیپوید. پسقاضیانفراهممیشوند و نزد امامیکهآنانرا قضاوتدادهمیروند. اورأیهمهرا صوابمیشمارد. در حالیکهخدایآنانیکیاست،پیامبرشانیکیاست، و کتابشانیکیاستـ اینخلافبرایچیستـ خدا گفتهاستبهخلافیکدیگر روند و آنانفرمانخدا بردهاند؟ یاآنانرا از مخالفتنهیفرمودهو نافرمانیاو کردهاند؟ یا آنچهخدافرستادهدینیاستکاستهو خدا در کاملساختنآناز ایشانیاریخواسته؟ یا آنانشریکاویند حقدارند بگویند و خدا باید خشنودباشد از راهیکهآنانمیپویند؟ یا دینیکهخدا فرستادهتمامبودهوپیامبر(ص) در رساندنآنکوتاهینموده. در حالیکهخدایسبحانگوید: «فرو نگذاشتیمدر کتابچیزیرا» و گوید «در آنبیانهر چیزاست

اینسخنحضرتنشانمیدهد ترفندهایفرهنگیایمانند قرائتهایمختلفدر صدر اسلامنیز برایمقابلهبا حاکمیتاسلامبهکار رفتهاست.

التقاطو در آمیختنحقو باطلبا هدفمیانتهیکردنو از تأثیرانداختنحق، شیوه فرهنگیدیگریاستکهغیرخودیها در دستور کار خودقرار دادهاند. اینانحقرا با باطلدر میآمیزند تا برایپیروزیباطلاز آنبهرهگیرند و بههدفخود کهحذفحاکمیتتفکر دینیاست، دستیابند.

دیدگاهالتقاطیبرخاستهاز مواضعیاستکهبخشیاز اندیشههایغربیو یا شرقیرا پذیرفتهو در کنار آنقسمتیاز مفاهیممذهبیرانیز قرار دادهاست.

حضرتدر توصیفاینشیوهمیفرماید:

اگر باطلبا حقدر نیامیزد، حقیقتجو آنرا بشناسد و داند؛ و اگر حقبهباطلپوشیدهنگردد، دشمنانرا مجالطعنهزدننماند. لیکناندکیاز اینو آنگیرند تا بههمدرآمیزند و شیطانفرصتیابد و حیلتبرانگیزد تا بر دوستانخود چیرهشود و از راهشانبهدر برد.

براساساینسخن، آنچهمجالگسترشفعالیتهایتخریبیبهشیطانوشیطانصفتانمیدهد، زمینهایاستکهیاورانفراهممیآورند. فعالیتهایشیاطیندر اینزمینهعبارتاستاز: آمیختنحقو باطلبا یکدیگر جهتیاریرساندنبهباطل.

 

ديدگاه ها: