موسسه پردازشگران

تماس با ما

02

خصوصیات‌خودی‌و غیرخودی‌

01

خصوصیاتخودیو غیرخودی

 

خودیها و غریبهها، ویژگیها و نشانههایمتضاد دارند کهآنها را ازیکدیگر متمایز میسازد. برخیاز ویژگیهایایندو گروهعبارتاستاز:

 

۱. خدمتو خیانت

از نشانههایبارز خودیها و وفاداریبهدین، ارزشها و نظامارزشیحاکمبر جامعهاست. خودیها کسانیهستند کهبار انقلاب، جنگتحمیلیوسازندگیبر دوشآنها سنگینیمیکند؛ همانها کههموارهحضور هوشیارانهو صادقانهخود را در صحنههایمبارزهحفظکردند و با ایثار جانو مالانقلاباسلامیرا یاریدادند.

علیبنابیطالب(ع) یارانمخلصو وفادارانبهارزشها و نظامارزشیعلویرا اینگونهمیستاید:

کجایند برادرانمنکهراهحقرا سپردند، و با حقرختبهخانهآخرتبردند؟ کجا استعمار؟ کجا استپسر تیهان؟ و کجا استذوالشهادتین؟ و کجایند همانندانِ ایشاناز برادرانشانکهبا یکدیگر بهمرگپیمانبستند و سرهایآنانرا بهفاجرانهدیهکردند؟   
دریغا! از برادرانمکهقرآنرا خواندند و در حفظآنکوشیدند. واجبرابرپا کردند، پساز آنکهدر آناندیشیدند. سنت را زندهکردند و بدعترا میراندند. بهجهاد خواندهشدند و پذیرفتند. بهپیشوایخود اعتمادکردند و در پیاو رفتند.

در مقابلدستدر دستبیگانهداشتن، بهدشمناعتماد کردن، خیانتوپیمانشکنیاز ویژگیهایممتاز غیرخودیاست. خیانتاینجریاندرامورینظیر پخشاسرار نظاماسلامی، حمایتو پیرویاز ستمکارانو اظهارهمبستگیبا آنانظهور مییابد. غیرخودیها و عواملنفوذیتیرهاییدردستبیگانهاند کهبا آنها بهحکومتاسلامییورشمیآورد.

منرمیبهالشیطانمرامیهو ضرببهتهیه؛ کسانیکهآلتدستشیطانو موجبگمراهیاینو آنند.

از منظر امامعلی(ع) دوستِ دشمنو کسیکهبا بیگانهسر و سرّیدارد،دشمنیدر لباسدوستاست:

دوستانتو سهکسند و دشمنانتسهکس؛ اما دوستانتو، دوستتو ودوستِ دوستِ تو و دشمندشمنتو است؛ و دشمنانت، دشمنتودشمنِ دوستتو و دوستدشمنتو است.

بدینسبب، غیرخودیدشمناستو باید با چشمدشمنبهاو نگاهکرد.

از دیدگاهحضرت، اینصفتغیرخودیها (خیانتبهحکومتاسلامیوبهبیراههکشاندنآن) در واقعخیانتبهاجتماعو زشتترینکارها است:

بزرگترینخیانت، خیانتبهمسلماناناستو زشتتریندغلکاری،ناراستیکردنبا امامِ ایشان.

 

۲. جاذبهو دافعهو  نفاق

جاذبهو دافعهاز نشانههایبارز خودیها است. خودیها، در پرتو یکدلی،همجاذبهدارند و همدافعه؛ یعنیبهسببدوستداشتنخوبانو اولیایخدا ونیز اعمالو رفتار پسندیده، نیکاندوستشاندارند و بهآنها عشقو ارادتمیورزند و بهدلیلدشمنیبا نامحرمانو بیگانگانو برخوردهایاصولیشان، دشمنانیدارند کینهتوز، لجوجو حسود؛ بهعبارتدیگر، باگروهیدوستند و با جمعیدشمنو در واقعدوستساز و دشمنسازند. غیرخودیها تنها جاذبهدارند؛ با همهکنار میآیند. در ظاهر، همه افراد را تحملمیکنند و بهخاطر هدفیکهدارند، دشمنیکسیرا بر نمیانگیزند ؛ بهعبارتدیگر، منافقو دو چهرهاند. اینویژگیسببمیشود آنها با هر فرد و جناحیحتیبیگانهو ستمگر کنار آیند و دوستیطبقاتمختلفو صاحبانایدههایمتفاوترا جلبکنند. اینانهمانبیماردلانیهستند کهزبانو قلمشانپیوستهدر جهتجلبحمایتبیگانهدر حرکتاستو بهپندار خویشبرایآیندهمصلحتسنجیمیکنند تا با چرخشاوضاعو شکستاسلامجاییبرایخودداشتهباشند. اینتزلزلو سر درگمیاز آنانموجوداتیسستعنصر، بیارادهو خود باختهساختهاست؛ بهگونهایکهدر هر موقعیتی، بهفراخور وضعموجود، بهسوییگرایشمییابند.

اینانبا ایجاد فتنه، آشوب، جنگروانیو شایعهپراکنی، سلبامید ونشاطمردمو تخریبوحدتملیدر پیواژگونکردنحکومتاسلامیاند.مقاممعظمرهبریدر باره اینصفتغیرخودیها میفرماید:

چیزیکهتوانستدر صدر اسلامکوششمجاهدینصدر اسلامرا،سربازاناسلامو حتیخود پیامبر حقو بهترینمؤمنینرا در نهایتمعطلبگذارد، نیروها و لشکریاندشمنانقدارهبند نبود، بلکهحیلههاو مکرها و خدعههایدشمناننقابدار منافقبود.

اینویژگیغیرخودیها صفاتیدیگر در آنانپدید میآورد. امیرمؤمنانعلی(ع) در خطبهایاینصفاترا بر میشمارد و در پایانآنانرا «حزبشیطان» میخواند.

۱. خود گمراهو گمراهکننده دیگرانند.  
۲. خطاکار و خطااندازند.      
۳. زبانها و چهرههایمتفاوتدارند.   
۴. نفوذی، فرصتطلبو خائنند و با ظواهر فریبندهدر هر دلیرخنهمیکنند.   
۵. بد باطنو خوشمنظرند و باطلخویشرا حقمینمایانند.        
۶. در نهانتوطئهکارند.       
۷. نومید کننده مردمامیدوارند.          
۸. اهلتملقو چاپلوسیاند.
۹. بر پاکننده جنگروانیاند. 
۱۰. شبههافکنو مغالطهکارند.        
۱۱. از اصلاحسخنمیگویند؛ اما کردارشاندردی استبیدرمان.

۳. حساسیتدینیو سازشبا انحرافو منحرفان

از جملهنشانههایدوستانانقلاب، حساسیتو غیرتدینیو کنار نیامدنبا انحرافو ترویجدهندگانآناست. غیرتدینییعنیدر برابر بدکردارانودشمنانارزشها حساسبودن، از حقو حقیقتنگذشتن، کنارنیامدنبامستکبرانو خائنان، نترسیدناز سرزنشسرزنشکنندگانو خشمگرفتنبردشمنانو ستمکاران.

اینخشم، همان«خشممقدس» استکهیکیاز نمودهایمهمغیرتدینیبهشمار میآید.

حضرتعلی(ع) در ستایشخشممقدّسابوذر کهانحرافاتو بدعتهایعثمانرا بهباد انتقاد گرفتهبود، فرمود:

همانا تو برایخدا بهخشمآمدی. پسامید بهکسیبند کهبهخاطرِ اوخشمگرفتی. اینمردمبر دنیایخود از تو ترسیدند و تو بر دینِخویشاز آنانترسیدی. پسآنرا کهبهخاطرشاز تو ترسیدند، بهایشانواگذار؛ و برایآنچهاز آنانبر آنترسیدی، از آنانبگریز.

ایندیدگاهامام(ع) در نقطه مقابلنظر دگراندیشانغربگرا قرار دارد.آنها معتقدند باید با همهبا لبخند برخورد کرد و رابطهبرقرار ساخت.حضرتمیفرماید، اگر خشمافراد بهخاطر مصالحاسلامو حکومتاسلامیو حفظارزشهاباشد، قابلتقدیر و ارجنهادناست.

امام(ع) در ستایشمردمغیرتمند مصر کهدر برابر منکر ایستاده، در برابربدعتهایخلیفه سوم، غیرتخویشرا بهنمایشگذاشتند، میفرماید:

از بنده خدا علیامیرمؤمنان  بهمردمیکهبرایخدا بهخشمآمدند.هنگامیکهـ دیگرانـ خدا را در زمیننافرمانیکردند و حقاو را ازمیانبردند تا آنکهستمسراپردهاشرا برپا کرد و نیکوکار و بدکردارمقیمو مسافر را بهدرونخود در آورد و اوضاعیپیشآمد کهنهآسودندر سایه ارزشها و معروفممکنبود و نهاز منکر و ضد ارزشهاجلوگیریمیشد.     
… منبندهایاز بندگانخدا را بهسویشما فرستادمکهدر روزهایبیمنخوابد و در ساعتهایترساز دشمنرویبرنتابد. بر بدکاران، ازآتشسوزانتندتر است. او مالکپسر حارثمَذْحِجیاست. آنجا کهحقبود، سخناو را بشنوید و او را فرمانبرید؛ کهاو شمشیریازشمشیرهایخدا است. نهتیزیآنکند شود و نهضربتآنبیاثر.

نقطه مقابلحساسیتو غیرتدینی، مداهنه، ملاحظهکاری، سازشو کنارآمدنبر سر دین، بیتفاوتیارزشها و چراغسبز نشاندادنبهدشمنانارزشها استکهاز خصوصیات روشنغیرخودیها شمردهمیشود. امامعلی(ع) سازشو کنار آمدنبر سر دینرا «مصانعه» و «مضارعه» میخواند.

 

۴. ولایتپذیریو ولایتگریزی

یکیاز شاخههایتمایز خودیو غیرخودیولایتپذیریو ولایتگریزیاست. خودیها ولایتپذیر و مطیعولایتالاهیاند کهدر زمانغیبتامامعصر(عج) در «ولایتفقیه» متبلور میشود. یاریکردنولیامرمسلمانانتلاشبرایتحققاهدافش، پایبندیبهدستورهایشو رعایتحقوقو احترامشاز ویژگیهایدوستاناست.

دشمنی، عداوتو کینهتوزیبا رهبریو ولایتالاهیو نافرمانیاز او ازصفاتمهمنامحرمانبهشمار میآید. افکار و اعمالانحرافیاینافراد بهآناناجازهنمیدهد با ولیامر مسلماناندوستباشند و از ویفرمانبرند. بههمینسبب، امیرمؤمنان(ع) میفرماید:

منحتیاگر همه دنیا را بهنامحرمانکینهتوز بدهمکهمرا دوستبدارند، هیچگاهمرا دوستنخواهند داشت.

 

۵. اعتماد بهنفسو خودباختگی

از جملهویژگیهایدوستانو وفاداران، خودباوریو اعتماد بهنفساست. ایناعتماد بهنفسکهدر ایمانو توکلبهخداوند ریشهدارد، از آنانانسانهاییخلاقو سازشناپذیر میسازد. باور داشتنخود و نیروها واستعدادهایخودیموجبمیشود، آنانبهبیگانگانامید نبندند و دستیاریسویآنها دراز نکنند و با تلاشخویشمشکلاترا از میانبردارند.

درختانقلاباسلامیو جنگتحمیلی، در پرتو همینخودباوریبهبارنشست. خودیها بهبیگانهپشتکردند و استقلالو آزادیو عزتخود و نظاماسلامیرا از دستو فکر خویشجستند.

در مقابل، خود فراموشیو بیگانگیاز خویشاز صفاتغیرخودیها وعواملنفوذیاست. ایناناز خودباوری، اعتماد بهخود و نیروها وتواناییهایخویشبیبهرهاند و بیگانهرا دارایقابلیتها و خصایصارزندهخیالیمیدانند. از اینرو، چشمامید بهبیگانگاندوخته، تنها بهغربسجدهمیکنند. اینوابستگی، بهویژهدر مسائلاساسی، باعثنفوذ و سلطه بیگانهبرآنانگشتهاست. تا آنجا کهمانند آنانمیاندیشند، حرفهایآنها را بازمیگویند، برایآنانکار میکنند و حقوقبگیر آنهایند.

 

ديدگاه ها: