موسسه پردازشگران

تماس با ما

02

پرتو نخست‌

01

پرتو نخست

«جرعهجوانی»

 

ویژگیها و زیباییها

جوانیبهار باطراوتزندگیاست. گلنشاط، شادابی،تلاش،اراده،پشتکار، نوگرایی، فضیلتجوییو گرایشهایمذهبیدر اینفصلمیشکفدو حیاترا فرحبخشو شیرینمیکند. جرقههایهویتجویی، استقلالطلبیو تمایز یافتگیکهبهنوعیبا بازیابیو بازسنجیگذشتهخود و جامعههمراهاست، نخستدر دورانجوانیپدید میآید. البتهدر اینمقطع، خطربیهویتی، احساسپوچی، بههدر رفتننیروهایانسانیو زدودنقدرتاندیشه، سستشدنرشتههایپیوند اجتماعیو احساستعلقبهجمعو بهفراموشیسپردناندیشههایمتعالیانساننیز وجود دارد؛ آفاتیکهمیتوانآنرا رهاورد تهاجمگستردهاندیشههایدنیا گرایانهدانست.

در کنار اینویژگیها، امید بهآیندهمهمترینخصوصیتزندگییکجوانبهشمار میآید. امید چراغیاستکهبا روشننگهداشتنآننیازها،علایق، خواستها و تمایلاتسمتو سویسالممییابد و با اتکا بهنیرویارادهو تصمیم، جامهعملمیپوشد. جوانوقتیبهشرایطموجود خود عشقمیورزد و از ارادهو تلاشبرخوردار میگردد کهافقآیندهرا روشنبیند.نشاطامید بخش، نیرویمحرّکبرایحیاتو لذتبردناز کوششاست.امامعلی(ع) بر روشنماندنچراغامید تأکید میورزد و ناامیدیرابزرگترینآفتآدمیمیشمرد:

(قلبالانسان) و انملکهالیأسقتلهالأسف؛ هنگامیکهناامیدیقلبآدمیرا تسخیر کند، تأسفویرا از پایدر آورد.

(۱)

 

زندگیرا یأس، خوابآور بود

ایندلیلسستیعنصر بود

 از دمشمیرد قوایزندگی

خشکگردد چشمههایزندگی(۲)

 

نیازهایدرونیو خواستهایعمومی  جوانان، از جملهحسزیباییدوستیآنان، مورد توجهو دقتامیرمؤمنانعلی(ع) بود.

روزیآنحضرتبا غلامشقنبر برایتهیهلباسبهبازار رفتند و دو جامهخرید، یکیبهسهدرهمو دیگریبهدو درهم. آنگاهبهقنبر فرمود: لباسسهدرهمیرا تو بردار. قنبر گفت: مولایمن، شایستهتر آناستشما لباسسهدرهمیبپوشید؛ زیرا بر فراز منبر میروید و با مردمسخنمیگویید. امامپاسخداد: خیر، تو جوانیو مانند دیگر جوانانبهآراستگیو زیباییرغبتبسیار داری.(۳)

امامهموارهبا رفتارینیکو سرشار از مهربانیراهنمایجوانانمیگشت. آنبزرگوار فرزند جوانشرا چنینرهنمود میدهد: همانا دلجوانچونزمینناکاشتهآمادهاستکههر بذریدر آنافکنند میپذیرد؛ و منپیشاز آنکهدلتسختشود و مغزتانباشته گردد، بهپرورشتپرداختمتا کوشابهکار خویشرُویآوری؛ و آنچهدر پیآزمودنآنیـ پیآنکهرنججستو جو بریـ از تجربهاندوختگانبهدستآوریو از تجربهآزماییمعافگردی. بدانامید کهآنچهبر ما گذشتهاستدر یابیو آنچهبرایما تاریکبود، بر تو روشنشود.(۴)

پند امام، دغدغههایشخصیو اجتماعینسلنو را برطرفمیسازد؛جوانانرا بهاندیشهدر گذر عمر و بهرهمندیاز فرصتها رهنمونمیشود و راهتصمیمهایبزرگو ساماندهیبهوضعیتتحصیل، اشتغالوزندگیرا مینمایاند.

 

درنگدر گذر عمر

جوانیجرعهایجانبخشاستکهگذر عمر آن  را بهپیریمیآمیزد.

فهلینتظر اهلبضاضهالشبابالا حرانیالهرم؛ آیا طراوتجوانیرا جزپژمردگیدورانپیریدر انتظار است.(۵)

ایجوانبر قامتخمگشتهپیراننگر

رفتهرفتهزندگیبار گرانیمیشود(۶)

فرصتجوانیغنیمتیاستکهدر جویبار عمر به سرعتمیگذرد. درواقع«گذشتساعتها، عمر را میکاهد»(7) و فرصتها را نابود میسازد:

اشدّ الغصصفوتالفرص؛ سختتریناندوهها از دسترفتنفرصتهااست.(۸)

براساستحقیقاتانجامشده، یکعمر ۷۰ سالهبهطور متوسطاینگونهمیگذرد:

الف) ۲۵ سالخواب

ب) ۸ سالمطالعهو تحصیلو یادگیری

ج) ۶ سالاستراحتو بیماری

د) ۷ سالتفریحو تعطیلات

ه) ۵ سالرفتو آمد

و) ۴ سالصرفآمادهکردنغذا

ز) ۳ سالصرفآمادگیجهتانجامفعالیتهایفوق

ح) ۱۲ سال(باقیمانده) صرفکار مفید(۹)

زندگیکوتاهتر از آناستکهدستکمگرفتهشود. امامعلی(ع) همگانبادر الفرصهقبلانتکونغصّه؛ فرصترا دریاب، پیشاز آنکهازدستشدنشموجباندوهگردد. (۱۰)

امامضمنسفارشبهغنیمتشمردنفرصتها،(۱۱) بر شکار آنتأکیدمیورزد(۱۲) و میفرماید:

انتهزوا فرصالخیر، فانها تمر مر السحاب؛ فرصتهایخوبرا دریابید؛زیرا همچونابر میگذرند.(۱۳)

در منظر امام، بازندهکسیاستکهعمرشرا ببازد»؛ (۱۴) زیرا با گذر عمرپارهایاز حیاتجوانبردهمیشود: «هیچعمرکننده، روزیاز عمر رانمیگذراند، جز بهویرانییکروز از مدّتیکهدارد».(15)

شیئانلو بکتالدماء علیهما

عینایحتیتؤذنا بذهاب

لمیبلغالمعشار منحقهما

فقد الشبابو فرقهالاحباب(۱۶)

اگر چشمهایمبر دو چیز چندانخونبگریند تا بهنابودینزدیکشوند،یکدهمحقآنها را نگزاردهام: از دستدادن جوانیو جداییاز دوستان.

برتریناندیشهآناستکهفرصتعمر از دستنرود.(۱۷) اینسخن، یکهشدار بزرگاست:

آنانکهوقتشانپایانیافته، خواستار مهلتند و آنانکهمهلتدارندکوتاهیمیورزند.(۱۸)

باید از هدر رفتنگذشتهعبرتگرفتو از تباهشدنآیندهجلوگیریکرد.اینفکر که«باید سالها قبلشروعمیکردم» یکاندیشهمخرباست. درعوضباید اینگونهاندیشهکرد: «میخواهماکنونشروعکنم، بهترینسالهایمنپساز ایناست».(19)

بقیهعمر المؤمنلا قیمهلهیدرکبها ما قد فاتو یحییما مات؛ باقیماندهعمر مؤمنقیمتناپذیر است. بهوسیلهآنگذشتهجبرانمیشود وآنچهمردهاست، زندهمیگردد.(۲۰)

زمانرا باید دریافتو فرصترا بهثروتتبدیلکرد:

اناللیلو النهار یعملانفیکفاعملفیهما و یأخذانمنکفخذ منهما؛ شبو روز در تو کار و اثر میکنند. تو نیز در آنها کار کن. ]آندو[ از تومیگیرند، تو نیز از آنها برگیر.(۲۱)

توصیهاصلیامامبهرهگیریاز زمان«حال» است. اینسخناهمیتواژه«الان» را نشانمیدهد؛ زیرا کهگذشتهاز کفرفتهاستو آیندهدر پردهتردید قرار دارد. اکنونکهدر آنبهسر میبریم، برایتلاشمغتنماست. ازاینرو، اماممیفرماید:

الانالان، منقبلالندم؛ اینک! اینک! (زمانحالرا دریابید)  پیشاز آنکهپشیمانشوید.(۲۲)

هماکنوناز هماکنونداد بستان

کهاکنوناستبیشک، زندگانی

مکنهرگز حوالتسویفردا

کهحالو قصهفردا ندانی(۲۳)

 

بایدهایتصمیم

ارادهو تصمیمقویاز مشخصههایجواننمونهاست؛ چنانکهسستیوسهلانگاریاز آفاتزندگیزیبا شمردهمیشود. حضرتعلی(ع) «سستیرا از عواملناتوانی» میخواند(۲۴) و راهدرمانشرا نشانمیدهد:

بیماریسستیدلترا با ارادهقویدرمانکن.(۲۵)  
عزمو اراده(برایرسیدنبهقلهکمال) با راحتطلبیسازگار نیست،چهبسا خوابهایشبانگاهیکهتصمیماتروز را برهمزدهاست.(۲۶)

سرعتو شتاببا روحپرتلاطمجوانهمزاد است، ولیگاهاینویژگیباتصمیمگیریناسازگار مینماید و بهتخریبو حادثهمیانجامد. بهمنظورپختگیو افزایشضریبدرستیتصمیمهای نسلجوان، درنگو دقّتدربایدهایزیر ضروریاست:

 

الف) مددجویی

شرطنخستموفقیتدر تصمیم، توکلو یاری  جستناز خدایهستیبخشاست،

فَاذا عَزَمْتَ فَتَوکَّلْ عَلَیاللهِ انَّ اللهَ یُحِبُّ المُتَوَکِّلینَ؛(۲۷) هنگامیکهتصمیمگرفتی، بهخدا توکلکن؛ زیرا خداوند توکلکنندگانرا دوستدارد.

امیرمؤمنان(ع) نیز فرزند خویشرا بر ایننکتهرهنمونمیشد: درکارهایتاز او مدد جویو رازهایخویشرا کهاز مردمپنهانمیداری، بهاوبگوی؛ سپسکلیدهایگنجینههایخود را بهدستتو سپرد. اگرپاسخگوییاشبهطولانجامید، نومید مشو؛ زیرا بخششبهاندازهخواهشاستو بسا پاسخرا دیر دهد تا خواهشرا بهدرازا کشانیو بیشترتبخشد. بساچیزیخواهیو به تو ندهد، ولیدیر یا زود بهتر از آنتدهد یا آنرا بهخاطرچیزیدیگر کهبرایتو بهتر باشد، از تو باز دارد؛ زیرا بسا چیزیخواهیکهگرتدهد، بهنابودیدینتانجامد.(۲۸)

امامدر فرازیدیگر فرزند جوانخویشرا چنینسفارشمیکند:

باید اساسیتریندرخواستتو از خدا آنچیزیباشد کهزیباییاشبرایتماندگار و سختیاشبرایتناپایدار باشد.(۲۹)

 

ب) دوراندیشی

اساسهر تصمیمی، دوراندیشیاست. همراهیایندو، خوشبختیبهارمغانمیآورد؛ بدانحد که«دوراندیشدر گرفتاریها سرگشتهنخواهدشد.»(30) «دوراندیشیفناست. ثمرهآنسالمماندناز آسیبها است، کسیکهدوراندیشیاو را پیشنبرد، ناتوانیو درماندگیعقبنگاهشمیدارد».(31) امام(ع) در تبیینمعنایدوراندیشیبهنکاتزیر اشارهمیکند:

الحزمکیاسه؛ دوراندیشیزیرکیاست.(۳۲)          
الحزمحفظالتجربه؛ دوراندیشینگهداریتجربهاست.(۳۳)
الحزمالنظر فیالعواقب؛ دوراندیشیعاقبتنگریاست.(۳۴)
الحزممشاورهذوی العقول؛ دور اندیشیرایزنیبا خردمنداناست.(۳۵)
الحازملایستبد برأیه؛ و دوراندیشخودرأینیست.(۳۶)

و دربارهفرجامکسانیکهبیدور اندیشیتصمیممیگیرند، میفرماید:

منتورطفیالامور غیر ناظر فیالعواقبفقد تعرضلمدرجاتالنوائب؛هر کسدستبهکاریزند بیآنکهدر عواقب آنبیندیشد، خود را درمهلکهگرفتاریها اندازد.(۳۷)

آنحضرتپایداریدر تصمیمرا مرهوندوراندیشیمیداند(۳۸) و بر ایننکتهتأکید میورزد که:

روّ تحزمفاذا استوضحتفاجزم؛ فکر کنتا دوراندیششوی؛ و چونهمهجوانبکار برایتروشنشد، تصمیمقطعیبگیر.(۳۹)

 

ج) بلند همتی

همتعالی، پیشنیاز هر تصمیماستو هر کهبر نردبانهمتفراز آید، بهمقصود دستمییابد. از سویدیگر، بزرگترین ضعفانسانکوچکشمردنو بهعبارتسادهتر، دستکمگرفتنخویشاست. امام(ع) چنانباورداشتکه، انسانرا چیزی  مانند همتشبلند نمیگرداند.(۴۰) حضرتبهترینهمتها را بلندترینآنها میداند(۴۱) و میفرماید:

احسنالشّیمشرفالهمم؛ نیکوترینخصلتها ارجمندیهمتهااست.(۴۲)

در منظر حضرتعلی(ع)، آثار همتعالیعبارتاستاز: بردباریووقار، کردار زیبا، عزتنفس، دستیابیبهخواستهها و رسیدنبهمقصدعالی.(۴۳)

گفتمغناطیسعشاق الست

همّتعالیاستکشفو هر چههست

هر کهرا شد همتعالیپدید

هر چهجستآنچیز حالیشد پدید

هر کهرا یکذرههمتداد،دست

کرد او خورشید را زانذرهپست

نطفهملکجهانها همتاست

پر و بالمر جانها همتاست(۴۴)

با اینپیشزمینه، جلوههاییاز «تصمیمهایبزرگدورانجوانی» را بهنظارهمینشینیم.

 

ديدگاه ها: