موسسه پردازشگران

تماس با ما

02

پرتو پنجم‌

01

پرتو پنجم

«نشاطاجتماعی»

 

«اجتماعیشدن»، فرایندیاستکهدر دورانکودکیریشهدارد. اینپدیدهظرافتها، ویژگیها، حساسیتها، آسیبهاییخاصدارد. آیندهنگریو کمالجوییچناناقتضا میکند کهپیشاز غرقشدندر دلاجتماعویژگیها و آسیبهایاینپدیدهرا باز شناسیم. موفقیتدر برقراریمناسباتدرستاجتماعیکهنشاطاجتماعیخواندهمیشود، رهاورد توجهبدینمسائلاست. امامعلی(ع) اینامر را ارجمینهاد و با اندرزها و ارشادهایشایسته، مردمرا سمتنشاطاجتماعیرهنمونمیشد. در نگاهآنحضرت،کامیابیدر جامعهمرهونعواملزیر است:

 

رسمدوستی

درکدوستیهایارزندهو تفکیکآناز دوستیهاینامناسب، زمینهموفقیتدر اجتماعبهشمار میآید:

علیکمبالاخوانفانهمعُدَّهٌ فیالدنیا و الاخره؛ پیوند با دوستانرا محکمسازید کهآنانذخایر دنیا و آخرتند.(۱۹۴)   
الغریبمنلمیکنلهحبیب؛ غریبکسیاستکهاز دوستمحرومباشد.(۱۹۵)     
اعجز الناسمنعجز عناکتسابالاخوانو اعجر منهمنضیّعمنظفر بهمنهم؛ ناتوانترینمردمکسیاستکهنیرویبهدستآوردندوستانندارد و ناتوانتر از او کسیاستکهدوستیبهدستآرد و او را ضایعگذارد.(۱۹۶)

ناگفتهپیداست، دوستیدر نگاهامامعلی(ع) بیقید و شرطنیست. آنحضرتبرگزینشدوستخوبتأکید میورزید و یارانشرا از دوستیهایناسنجیدهباز میداشت:

مناتخذ اخا بعد حسنالاختبار دامتصحبتهو تاکدتمودته؛ کسیکهپساز آزمایشصحیحفردیرا بهدوستیبرگزید، رفاقتشپایدار ومودتشاستوار خواهد بود.(۱۹۷)          
مناتخذ اخا منغیر اختبار الجاهالاضطرار الیمرافقهالاشرار؛ کسیکهناسنجیدهبا دیگرانپیمانمیبندد، ناگزیر بهرفاقتاشرار و فاسدانتنمیدهد.(۱۹۸)           
آنبزرگوار دوستبد را آفتخوبیها میشمرد(۱۹۹) و میفرمود:

ایاکو صحبهمنالهاکو اغراک….      
از دوستیبا کسیکهتو را اغفالمیکند  و فریبمیدهد بپرهیز ….(۲۰۰)
صدیقالاحمقفیتعب؛ آنکهبا احمقدوستشود، پیوستهدر رنجاست.(۲۰۱)    
لاتصحبالمالقفانهیزینلکفعلهو یودُّ انتکونمثله؛ همنشینبی خردمباشکهکار خود را برایتمیآراید و دوستدارد تو را چونخودسازد.(۲۰۲)      
فانقرینالسوء یغیر جلیسه؛ رفیقبد دوستشرا میفریبد و سرانجامآلودهمیسازد.(۲۰۳)   
ایاکو معاشرهالاشرار؛ از رفاقتبا افراد شرور بپرهیزید،(۲۰۴)   
عادهالاشرار اذیهالرفاق؛ آزار رساندنبهدوستانعادتاشرار است.(۲۰۵)
احذر مصاحبهالفساقو الفجار و المجاهرینبمعاصیالله؛ از دوستیبافاسقو فاجر و کسیکهآشکارا معصیتخدا میکند، بپرهیزید.(۲۰۶)     
بئسالعشر الحقود؛ کینهجو، بد دوستیاست.(۲۰۷)

امام(ع) فرزندشامامحسن(ع) را چنینسفارشفرمود:

پسرماز دوستیِ نادانبپرهیز؛ چهاو خواهد کهتو را سود رساند لیکندچار زیانتگرداند؛ از دوستیِ بخیلبپرهیز؛ چهاو آنچهرا سختبداننیازمندیاز تو دریغدارد؛ از دوستیِ تبهکار بپرهیز کهبهاندکبهایتبفروشد؛ و از دوستیِ دروغگو بپرهیز کهاو سرابرا ماند، دوررا بهتو نزدیکو نزدیکرا بهتو دور نمایاند.(۲۰۸)

از آنسوی، دوستخوبچونعطر فروشاستکهحتیاگر تو را ازعطر بهرهمند نسازد، میتواناز رایحهدلانگیز عطرشسود برد.(۲۰۹) امام(ع) باتوجهبدینواقعیت، در پاسخمردیکهاز چگونگیدوستانپرسید، فرمود:دوستاندو دستهاند: برادرانمورد اعتماد و برادرانیکهبرخورد خوبدارند.برادرانمورد اعتماد، مانند دستو بازو و خانوادهو مالانسانند. هنگامیکهبهبرادر دینیاعتماد داری، مالو توانترا در اختیارشبگذار؛ با همهآشنایانپاکدلشبا صفا باش؛ دشمنانشرا دشمندار؛ رازشرا حفظکن؛ اورا یاریده؛ نیکوییهایشرا آشکار ساز و بدانکهآنانبسیار نایابند. برادرانیکهبرخورد خوبدارند، از آنانبهرهمند شو؛ پیوندشانمگسلو بیشاز ایناز آنانمجوی. چنانکهآنانبا خوشروییاز تو استقبالمیکنند، با آنانخوشرو و شیرینزبانباش.(۲۱۰)

در نگاهامام(ع)، دوستیآدابیدارد کهباید بدانتوجهشود. حضرت، درنامهایبهفرزند عزیزش، آدابدوستیرا چنینبر میشمارد:

چوندوستتاز تو ببُرد، خود را بهپیوند با او وادار؛ و چونرویبرگرداند، مهربانیپیشآر؛ و چونبخلورزد از بخششدریغمدار وهنگامدوریکردنش، از نزدیکشدنو بهوقتسختگیریاش، ازنرمیکردنو بههنگامخطایش، از عذر خواستن. چنانکهگوییتوبندهاوییو چونانکهاو تو را نعمتدادهـ و حقیبر گردنتنهادهـ ومبادا ایننیکیرا آنجا کنیکهنباید یا دربارهآنکسکهنشاید. دشمنِدوستترا دوستمگیر تا دوستترا دشمننباشی؛ و در پندیکهبهبرادرتمیدهیـ نیکبود یا زشتـ باید با اخلاصباشی؛ خشمخودرا اندکاندکبیاشامکهمنجرعهایشیرینتر از آنننوشیدمو پایانیگواراتر از آنندیدم. نرمیکنبدانکهبا تو درشتی]ورزد[، باشد کهبهزودینرمشود… اگر خواستیاز برادرتببری، جاییبرایـ دوستیـ او نزد خود باقیگذار کهاگر روزیبر ویآشکار گردید، بدانوسیلتتواند رسید. کسیکهبهتو گماننیکبرد ـ با کردهنیکـ گمانشراراستکن. حقبرادرترا بهاعتماد دوستیکهبا او داریضایعمگردان؛ چهآنکسکهحقاو را ضایعکردهایبرادرتنبود.(۲۱۱)

 

مراممعاشرت

حسنسلوکو رفتار مناسببا مردماز مشخصههای نشاطاجتماعیاست.امام(ع) معیار کلیمعاشرترا چنینتبیینفرمودهاست:

خالطوا الناسمخالطهانمُتُّممعها بکوا علیکم، و انعِشتُمحَنُّوا الیکم؛ بامردمچنانبیامیزید کهاگر مردید، بر شما بگریند و اگر زندهماندید،بهشما مهر ورزند و بهسویتانآیند.(۲۱۲)

برایدستیابیبدینسطحاز رفتار، برخورداریاز عواملزیر ضرورتدارد:

 

الف) گشادهرویی

حضرتعلی(ع) میفرماید:

المؤمنبشرهفیوجههو حُزنهفیقلبه؛ شادیمؤمندر چهرهاشنمایانو اندوهاو در قلبشپنهاناست.(۲۱۳)  
کانرسولاللهصلیاللهعلیهو آلهوسلملیسُرُّ الرجلمناصحابهاذا راهمغموما بالمُداعبه؛ پیامبر خدا(ص) هرگاهیکیاز اصحابرا اندوهگینمیدید، با شوخیو مزاحشادمانشمیساخت.(۲۱۴)

البتهرعایتمرزهایشوخیو نیالودنآنبهگناهو تحقیر دیگرانتوصیهشدهاست.

 

ب) آراستگی

امیرالمؤمنین(ع) میفرماید:

لیتزیناحدکملاخیهالمسلمکما یتزینللغریبالذییحبانیراهفیاحسنالهیئه؛ همانگونهکهانسانخود را برایافراد دور و بیگانهمیآراید،باید خود را براینزدیکانو برادراندینیاشنیز آراستهسازد.(۲۱۵)         
البتهدر پوشش، میانهرویو رعایتحلالو حرامو پرهیز از خودنماییضرورتدارد.

 

ج) پرهیز از ستیزهجویی

امیرالمؤمنین(ع) در زشتیاینویژگیو لزومدوریاز آنمیفرماید:

ایاکمو المراء و الخصومهفانهما یمرضانالقلوبعلیالاخوانو ینبتعلیهما النفاق؛ از مجادلهو ستیزهجوییبپرهیزید؛ زیرا ایندو دلهایبرادراندینیرا تیرهمیکند و بذر نفاقرا پرورشمیدهد.(۲۱۶)

 

د) فروتنی

آرامیو وقار، پرهیز از تکبر و خود برتربینیو نداشتنژستغرورآمیزاز خصلتهایپسندیدهجواناست.

علی(ع)، فروتنیرا برترینعباداتمیدانست(۲۱۷) و دربارهپرهیزکارانمیفرمود: راهرفتنآناناز رویتواضعو فروتنیاست.(۲۱۸)

سلامکردن، نوعیفروتنیاست. امیرمؤمنان(ع) دربارهاینشیوهپسندیدهو محبتآفرینچنینمیفرماید:

سلامهفتاد ثوابدارد. شصتو نهنیکیاشویژهآغاز کنندهاستوتنها یکنیکیاشبهپاسخدهندهتعلقدارد.(۲۱۹)

در پایانشایستهاست، روشدرستمعاشرتبا مردمرا از زبانامام(ع)بشنویم. آنحضرتفرزندشرا چنینسفارشمیکند:

پسرم، خود را میانخویشو یگریمیزانیبشمار، پسآنچهبرایخودوستمیداریبرایجز خود دوستبدار و آنچهتو را خوشنیایدبرایاو ناخوشبشمار؛ و ستممکنچنانکهدوستنداریبر تو ستمرود؛ و نیکیکنچنانکهدوستمیداریبهتو نیکیکنند؛ و آنچهازجز خود زشتمیداریبرایخود زشتبدان؛ و از مردمبرایخودآنرا بپسند کهاز خود میپسندیدر حقآنان؛ ومگویـ بهدیگرانـآنچهخوشنداریشنیدنآن؛ و مگو آنچهرا ندانی، هر چند اندکبودآنچهمیدانی؛ و مگو آنچهرا دوستنداریبهتو گویند.(۲۲۰)

 

اُنسبا خوبیها

برایرسیدنبهزندگیبهتر و کامیابیفزونتر در جامعه، انسبا خوبیهاضرورتدارد. مردمو ابعاد گوناگونسیاسی، اقتصادی، فرهنگیاجتماعبهاصلاحو همخوانیبا ارزشهایانسانیو دینینیازمندند. مؤمنباید در پینیکی، دوستدار نیکیو پیشنهاد دهندهنیکیباشد. حضرتعلی(ع) میفرماید:

بهکار نیکامر کنو خود را در شمار نیکوکاراندرآر.(۲۲۱)          
خداوند امر بهمعروفرا برایاصلاحتودههایمردمواجبکرد.(۲۲۲)
هر کسبهمعروفامر کرد، پشتوانهنیرومند مؤمناناست.(۲۲۳)
فرماندادنبهخوبیبرترینکارهایآفریدگاناست.(۲۲۴)        
البتهدر اینراه، انتظار اقبالآنیهمگانناروا مینماید:

مردم، بیممکنید در راهراستکهشمار روندگانآنچنیناندکچراست.(۲۲۵)

مهمآناستکهانسانبهوظیفهمهمامر به معروفعملکند.

 

قهر با زشتیها

اُنسبا خوبیها همزاد قهر با زشتیهااست. زشتیهایاجتماعیکهرهاوردپلیدیهایشخصیاست، بزرگترینآفتجامعهبهشمار میآید؛ آفتیکهجامعهرا از حرکتاصلاحیباز میدارد و مردمرا در منجلابخود غرقمیسازد. در اینموقعیت، آنکهدر جامعهزندگیمیکند باید اندیشناکباشدو براینجاتخود و جامعهتدبیریبیندیشد. گامنخستدر اینحرکتاصلاحی، پیرایشدروناز گناهو دوریاز زشتیهایرایجدر جامعهاست.حساسیتدر برابر زشتیهایآشکاریکهبا هدفانحرافجامعهانجاممیشود، گامدومو پایانیبهشمار میآید. امیرمؤمنانعلی(ع) میفرماید:

فرضالله … النهیعنالمنکر ردعا للسفهاء؛ خداوند نهیاز منکر را برایبازداشتنبیخرداناز زشتیها واجبفرمود.(۲۲۶)

و انکر المنکر بیدکو لسانکو باینمنفعلهبجهدک؛ و بهدستو زبان، کارناپسند را زشتشمار و از آنکهکار ناپسند کند، با کوششخود را دوربدار.(۲۲۷)

فضایعمومیجامعه، نباید برایگناهو زشتیایمنباشد. باید چنانبرخورد کرد کهزشتکار خود را در محاصرهبیمهریهایدوستانوشهروندانبیند و رسمنیکانپیشگیرد. امام(ع) میفرماید:

امرنا رسولاللهاننلقیاهلالمعاصیبوجوهمکفهرّه؛ رسولخدا بهمادستور داد با افراد گنهکار با چهرهایدرهم کشیدهروبهرو شویم.(۲۲۸)

بیتفاوتیو سستعنصریبزرگترینآفتجامعهاستو بهرشدزشتیها میانجامد:

انالله تبارکو تعالیلمیرضمناولیائهانیعصیفیالارضو هممسکوتمذعنونلایرونبالمعروفو لاینهونعنالمنکر؛ خدایتعالیراضینمیگردد در زمیننافرمانیشود و دوستانشخاموشبنشینند وامر بهمعروفو نهیاز منکر نکنند.(۲۲۹)

شناختزشتیها یکضرورتاست؛ برایمثالسوء ظن، اشاعهفحشا،دروغ، شرکتدر مجالسگناه، تقلید کورکورانهاز بیگانگان، غیبت، تهمتوافترا، سخنچینی، تجسس، شایعهپراکنی، پایمالکردنحقوقدیگران، ستموحتیآلودگیبهمواد مخدر بخشیاز پلیدیها و آفاتجوامعبهشمار میآیدو دوریو پیشگیریاز آنها بهنجاتفرد و اجتماعمیانجامد. افزونبر این،شناختدشمنو آشناییبا سیاستها و ابزارهایاو، وسیلهبیداریاستومقدمهحرکتهایاصلاحیو نجاتبخشجامعهشمردهمیشود. دشمنبا تمامفنّاوریهایفرهنگی، سیاسی، اقتصادیو رسانهایخود در کمینما است:

وَدَّ الّذینَ کَفَرُوا لَو تَغْفُلُونُ عَنْ أَسْلِحَتِکُموَ أمتِعَتِکُمفَیَمِیلُونَ عَلَیکُممَّیْلَهًوَاحِدَهً؛(۲۳۰) کافرانآرزو میکنند از ساز و برگخود غافلشوید تا ناگهانبر شما یورشبَرند.

ارزیابیو شناختتوطئهدشمن، برایایمنسازیجامعهو مقابلهبازشتیها، ضرورتدارد و سببنومیدیدشمنانپروردگار میگردد:

فمننهیعنالمنکر ارغمأنوفالکافرین؛ آن کهاز زشتیها نهیکرد، بینیکافرانرا بهخاکمالید.(۲۳۱)

ایاسیر رنگ، پاکاز رنگشو

مؤمنخود کافر افرنگشو

رشتهسود و زیاندر دستتوست

آبرویخاوراندر دستتوست

اینکهناقوامرا شیرازهبند

رایتصدقو صفا را کنبلند

همهنر همدینزخاکخاور است

رشکگردونخاکپاکخاور است

وانمودیمآنچهبود اندر حجاب

آفتاباز ما و ما از آفتاب

خیز و از کار اممبگشا گره

نشأهافرنگرا از سر بنه(۲۳۲)

 

 

منابعو مآخذ

 

* قرآنکریم.

* نهجالبلاغه، ترجمهسید جعفر شهیدی، شرکتانتشاراتعلمیو فرهنگی، تهران، ۱۳۷۸.

. آمدیللتمیمی، عبدالواحد بنمحمد: غررالحکمو دررالکلم، انتشاراتدفترتبلیغاتاسلامی، قم، ۱۳۶۹.

. ابنابیالحدید، عبدالحمید: شرحنهجالبلاغه، کتابخانهآیتالله مرعشی، قم، ۱۴۰۴ ق.

. ابنابیفراس، ورّام: مجموعهورام(تنبیهالخواطر و نزههالنواظر)، انتشاراتمکتبهالفقیه، قم.

. ابناشعثکوفی، محمد بنمحمد: جعفریات، مکتبهنینویالحدیثه، تهران.

. احصایی، ابنابیجمهور: عوالیاللئالی، انتشاراتسیدالشهداء۷، قم، ۱۴۰۵ق.

. احمدی، سید احمد: روانشناسینوجوانو جوان، نشر نخستین، تهران، ۱۳۷۸.

. اربلی، علیبنعیسی: کشفالغمه، مکتبهبنیهاشمی، تبریز، ۱۳۸۱ ق.

. انتشاراتپیاماسلام: دیوانامامعلی(ع)، قم، ۱۳۶۵.

. بهپژوه، احمد: چهکسیبا چهنوعشخصیتیکدامشغلرا انتخابمیکند، نقد وبررسیرجبعلیمظلومی، انتشاراتانجمناولیاء و مربیان، تهران، ۱۳۷۷.

. تمیمیمغربی، نعمانبنمحمد: دعائمالاسلام، دارالمعارف، مصر، ۱۳۸۵.

. حرّانی، حسنبنشعبه: تحفالعقول، انتشاراتجامعهمدرسین، قم، ۱۴۰۴.

. حمیری، عبدالله جعفر: قربالاسناد، موسسهآلالبیت، قم.

. دفتر نهاد مقامرهبریدر دانشگاهعلومپزشکی بوشهر: مجموعهمقالاتجشنوارهدانشجوییموعود.

. راوندی، قطبالدین: الدعوات، مدرسهاماممهدی(ع)، قم، ۱۴۰۷ ق.

. زید بنعلی: مسند زید.

. سید بنطاووس: الطرائف، چاپخانهخیام، قم، ۱۴۰۰ ق.

. شرقی، محمدرضا: دنیایجوان، انتشاراتتربیت، تهران، چاپچهارم، ۱۳۷۶ش.

. شفیعآبادی، عبدالله: راهنماییو مشاورهتحصیلیو شغلی، انتشاراتسمت،تهران، ۱۳۷۸.

. شوارتز، د.: جادویفکر بزرگ، ترجمهژنا بختآور، انتشاراتفیروزه، تهران، ۱۳۷۹.

. صدوق: الامالی، انتشاراتکتابخانهاسلامیه، تهران، ۱۳۶۲.

. صدوق: الخصال، انتشاراتجامعهمدرسین، قم، ۱۴۰۳ ق.

. طبرسی: اعلامالوری، مؤسسهآلالبیت، قم، ۱۴۱۷ ق.

. طبرسی، رضیالدینحسنبنفضل: مکارمالاخلاق، انتشاراتشریفرضی، قم، ۱۴۱۲ق.

. طریحی، فخرالدینبنمحمد: مجمعالبحرین، نسقو تحقیققسمالدراساتالاسلامیه، مؤسسهالبعثه، مرکز الطباعهو النشر، قم، ۱۴۱۴ق.

. طوسی: الامالی، انتشاراتدار الثقافه، قم، ۱۴۱۴ق.

. طوسی: تهذیبالاحکام، دارالکتبالاسلامیه، تهران، ۱۳۶۵.

. عاملی، حر: وسائلالشیعه، مؤسسهآلالبیت، قم، ۱۴۰۹ ق.

. عاملی، سید محمد: الاثنیعشریه.

. فتالنیشابوری، محمد بنحسن: روضهالواعظین، انتشاراترضی، قم.

. فلسفی، محمدتقی: الحدیث، دفتر نشر فرهنگاسلامی، تهران.

. قمی، شیخعباس: سفینهالبحار، انتشاراتسنایی، تهران.

. کانونهایدانشجوییدانشگاهبوشهر: فصلنامهگلشناندیشه.

. کراجکی، ابوالفتح: کنزالفوائد، انتشاراتدارالذخائر، قم، ۱۴۱۰ ق.

. کلینی: الکافی، دارالکتبالاسلامیه، تهران، ۱۳۶۵.

. متقیهندی، علی: کنزالعمال، مؤسسهالرساله، بیروت، ۱۴۰۵ ق.

. مجلسی، محمدباقر: بحارالانوار، دارالکتبالاسلامیه، تهران.

. محمدیریشهری، محمد: موسوعهالامامعلیبنابیطالب(ع)، دارالحدیث،قم، ۱۴۲۱ ق.

. محمدیریشهری، محمد: میزانالحکمه، مترجمحمیدرضا شیخی، انتشاراتدارالحدیث، قم، ۱۳۷۷.

. محمودی، محمدباقر: نهجالسعادهفیمستدرکنهجالبلاغه، مؤسسهالاعلمی،۱۳۹۷ ق.

. مطهری، مرتضی: تعلیمو تربیتدر اسلام، انتشاراتصدرا، تهران.

. مفید: الارشاد، مؤسسهآلالبیت، قم، ۱۴۱۳ ق.

. نوایینژاد، شکوه: مشاورهازدواجو خانوادهدرمانی، انتشاراتانجمناولیاء ومربیان، تهران، ۱۳۷۶.

. نوری، حسین: مستدرکالوسائل، مؤسسهآلالبیت، قم، ۱۴۰۸ ق.

 

پی نوشت

 

۱.       نهج البلاغه، حکمت۱۰۸.

۲.       اقبال لاهوری.

۳.       محدث نوری: مستدرک الوسائل،ج۳،ص۲۵۶.

۴.       حسنبنشعبه حرانی: تحف العقول،ص۷۰.

۵.       نهج البلاغه، خطبه ۸۳.

۶.       سنائی غزنوی.

۷.       از وصایانی امیرالمؤمنین(ع) به امام حسین(ع): تحف العقول،ص۹۱.

۸.       عبدالواحدآمدی: غررالحکم،ح۱۰۸۱۸.

۹.       مجله تدبیر، ش۸۴، ص۳۹.

۱۰.   ابنابی الحدید: شرح نهج البلاغه، ج۱۶، ص۹۷.

۱۱.   عبدالواحد آمدی: غرر الحکم، ح ۱۰۸۱۳.

۱۲.   همان، ح۱۰۸۱۹.

۱۳.   عبدالواحد آمدی: غررالحکم، ح۱۰۸۱۰.

۱۴.   همان، ح۳۰۶۱.ن

۱۵.   نهج البلاغه، خطبه ۱۴۵.

۱۶.   انتشارات پیام اسلام: دیوان امام علی(ع)، ص۸۶.

۱۷.   غررالحم، ح۱۰۸۱۷.

۱۸.   نهج البلاغه، حکمت ۲۸۵.

۱۹.   د.شوارتز: جادوی فکر  بزرگ، ترجمه ژنا بختآور، ص۵۰.

۲۰.   راوندی: الدعوات، ص۱۲۲.

۲۱.   عبدالواحد آمدی: غررالحکم، ح۲۷۸۹.

۲۲.   ورامبنابی فراس: مجموعه ورام، ج۲، ص۸۹.

۲۳.   سنائی غزنوی.

۲۴.   حسنبنشعبه حرانی، تحف العقول، ص۸۴.

۲۵.   شرح نهج البلاغه، ج۱۱، ص۲۳۸.

۲۶.   نهج البلاغه، خطبه۲۴۱.

۲۷.   آل عمران (۳):۱۵۹

۲۸.   حسنبنشعبه حرانی: تحف العقول، ص۷۴.

۲۹.   تحف العقول، ص۷۵.

۳۰.   عبدالواحد آمدی غررالحکم، ح۱۰۹۱۰.

۳۱.   محمدباقر مجلسی: بحارالنوار، ج۷۱، ص۳۳۹.

۳۲.   محمدباقر مجلسی: بحارالانوار، ج۷۱، ص۳۳۹.

۳۳.   عبدالواحد آمدی: غررالحکم، ح ۱۰۱۴۲.

۳۴.   همان، ح۱۰۸۸۱.

۳۵.   همان امام همچنین میفرماید: خوشبخت کسی است که از دیگری پند گیرد و به کار بندد. شیخ صدوق: خصال، ص۶۲۱.

۳۶.   محمد باقر مجلسی: بحار النوار، ج۷۵، ص۱۳.

۳۷.   کنزالفوائد، ج۱، ص۲۸۰.

۳۸.   محمدباقر مجلسی: بحار النوار، ج۷۲، ص۱۰.

۳۹.   محمدباقر مجلسی: بحار النوار، ج۷۱، ص۳۴۱.

۴۰.   عبدالواحد آمدی: غررالحکم، ح۶۹۶۸.

۴۱.   غررالحکم، ح۱۰۲۷۵.

۴۲.   عبدالواحد آمدی: غررالحکم، ح۱۰۲۷۴.

۴۳.   همان، ح۱۰۲۸۵-۱۰۲۸۶.

۴۴.   عطار نیشابوری.

۴۵.   عبدالواحد آمدی: غررالحکم، ح۷۱۵.

۴۶.   همان، ح۶۹.

۴۷.   عبدالواحد آمدی: غررالحکم، ح۷۶۸.

۴۸.   همان، ح۷۶۹.

۴۹.   همان، ح۱۱۳.

۵۰.   همان، ح۱۷.

۵۱.   همان، ح۱۵و۱۶.

۵۲.   همان، ح۷۹۴.

۵۳.   همان، ح۷۵۴.

۵۴.   شیخ صدوق: الامالی، ص۶۱۵.

۵۵.   ابن ابی الحدید: شرح نهج البلاغه، ج۱۸، ص۹۳.

۵۶.   اوحدی.

۵۷.   نهج البلاغه، حکمت۲۰۵.

۵۸.   عبدالواحد آمدی: غررالحکم، ح۱۸۴.

۵۹.   همان، ح۷۵.

۶۰.   همان، ح۳۴.

۶۱.   حسنبنشعبه حرانی: تحف العقول، ص۱۶۹.

۶۲.   ماه شب چهارده.

۶۳.   ابن یمین فریومدی.

۶۴.   نهج البلاغه، خطبه ۱۰۵.

۶۵.   همان، حکمت۹۴.

۶۶.   عبدالواحد آمدی: غررالحکم، ح۱۸۵.

۶۷.   همان، غررالحکم، ح۱۴۹.

۶۸.   تحف العقول، ص۶۹.

۶۹.   غررالحکم، ح۲۳۳.

۷۰.   عبدالواحد آمدی: غررالحکم، ح۲۵۷.

۷۱.   عبدالواحد: ح۷۹۸

۷۲.   همان، ح۷۹۹.

۷۳.   همان، غررالحکم، ح۹۶.

۷۴.   همان، ح۲۷۵.

۷۵.   همان، ح۵۷۳.

۷۶.   همان، ح۴۱

۷۷.   همان، ح۲۷۴.

۷۸.   حسنبنشعبه حرانی: تحف العقول، ص۷۹.

۷۹.   عبدالواحد آمدی: غررالحکم، ح۱۵۹.

۸۰.   همان، ح۱۶۶.

۸۱.   همان،ح۲۸۱۸.

۸۲.   همان،ص۲۲.

۸۳.   محمدباقر مجلسی: بحار الانوار، ج۲، ص۴۱.

۸۴.   متقی هندی: کنز العمال، ح ۲۹۳۶۳.

۸۵.   شیخ مفیدک الارشاد، ج۱، ص۲۳۰.

۸۶.   حسنبنشعبه حرانی: تحف العقول، ص۷۴.

۸۷.   مولوی بلخی.

۸۸.   شکوه نوایینژاد: مشاوره ازدواج و خانواده درمانی، ص۴.

۸۹.   مرتضی مطهری: تعلیم و تربیت در اسلام، ص۳۹۸.

۹۰.   همان، ص۲۵۱.

۹۱.   محمدباقر مجلسی: بحار النوار، ج۱۰، ص۹۳.

۹۲.   محمدباقر مجلسی: بحار النوار، ج۱۰۳، ص۲۲۰، حسین نوری، ج۱۴، ص۱۵۲.

۹۳.   نعمانبنمحمد تمیمی: دعائم الاسلام ،ج۲، ص۱۹۰.

۹۴.   شکوه نوایینژاد: مشاوره ازدواج و خانواده درمانی، ص۲۳.

۹۵.   روم (۳۰):۲۱.

۹۶.   دیوان امام علی، ص۸۶.

۹۷.   محمدرضا اشرفی: دنیای نوجوان، ص۱۷۹-۱۸۱.

۹۸.   محمدتقلی فلسفی: الحدیث، ج۱،ص۲۹۷.

۹۹.   محمدباقر مجلسی: بحار النوار، ج۱۰۳، ص۲۲۲.

۱۰۰.         حسین نوری: مستدرک الوسائل، ج۱۵، ص۱۱۳.

۱۰۱.         ر.ک: فصلنامه گلشن اندیشه، ش۸و۹.

۱۰۲.         مجموعه مقالات جشنواره دانشجویی موعود، ص۲۶۵.

۱۰۳.         شکوه نوایینژاد: مشاوره ازدواج و خانواده درمانی، ص۱۸.

۱۰۴.         نعمانبنمحمد تمیمی: ج۲، ص۲۲۲.

۱۰۵.         سید ابن طاووس: الطرائف، ج۲، ص۵۱۶.

۱۰۶.         اربلی: کشفالغمه،ج۱، ص۳۵۷؛ طبرسی: اعلام الوری، ج۱، ص۱۶۱.

۱۰۷.         محمدباقر مجلسی: بحارالانوار، ج۱۰۳، ص۲۱۷.

۱۰۸.         رضیالدین حسنبنفضل طبرسی: مکارم الاخلاق، ج۱، ص۴۳.

۱۰۹.         نور(۲۴):۳۲.

۱۱۰.         شکوه نوایینژاد: مشاوره ازدواج و خانواده درمانی، ص۱۰.

۱۱۱.         حرعاملی: وسائل الشیعه، ج۲۰،ص۳۸.

۱۱۲.         حین نوریک مستدرک الوسائل، ج۱۴،ص۱۸۸.

۱۱۳.         ابن ابی جمهور: عوالی اللثالی، ج۳،ص۳۰۲.

۱۱۴.         کلینی: الکافی،ج۵،ص۳۵۳.

۱۱۵.         شکوه نواینژاد: مشاوره ازدواج و خانواده درمانی،ص۱۳.

۱۱۶.         عبدالواحد آمدی: غررالحکم،ح۸۲.

۱۱۷.         حسین نوری: مستدرک الوسائل، ج۱۴،ص۱۶۴.

۱۱۸.         همان، ص۲۴۷.

۱۱۹.         محمدبن محمدبن اشعث کوفی: جعفریات،ص۹۰.

۱۲۰.         حسین نوریک مستدرک الوسائل،ج۱۴،ص۲۱۷

۱۲۱.         شکوه نوایینژاد: مشاوره ازدواج و خانواده درمانی.ص۱۴.

۱۲۲.         حرعاملی: وسائل الشیعه،ج۲۰،ص۳۵.

۱۲۳.         عبدالواحدآمدی: غررالحکم، ح۲۷۷۷.

۱۲۴.         همان، ح۱۴۴.

۱۲۵.         عبدالواحدآمدی: غررالحکم،ح۲۸۰۲.

۱۲۶.         همان،ح۲۹۴۳.

۱۲۷.         محمدبافرمجلسی: بحارالانوار،ج۷۸،ص۲۶.

۱۲۸.         حسین نوری: مستدرک الوسائل،ج۱۲،ص۲۶.

۱۲۹.         عبدالواحدآمدی:غررالحکم،ح۱۰۶۲۷.

۱۳۰.         شیخ صدوق: الخصال،ص۶۲۰.

۱۳۱.         حسین نوری ک مستدرک الوسائل،ج۱۳،ص۴۵.

۱۳۲.         محمدباقرمجلسی: بحارالانوار،ج۷۱،ص۳۴۲.

۱۳۳.         کلینین: کافی،ج۵،ص۸۶.

۱۳۴.     حضرت میفرمود: «هرکس آب و خاکی (برای کار کشاورزی) بیابد، (و به سوی کار نرود) خداوند او را از رحمت خویش دور نماید..» (قرب الاسناد، ص۱۱۵)

۱۳۵.         فخرالدین طریحی: مجمع البحرین، ج۱، ص۳۸۹.

۱۳۶.         محمد محمدی ریشهری: ج۴،ص۱۷۳.

۱۳۷.         سید احمد احمدی: روان شناسی نوجوان و جوان،ص۹۵.

۱۳۸.         نهج البلاغه،نامه۳۱.

۱۳۹.         احمد بهپژوه و رجبعلی مظلومی: چه کسی با چه نوع شخصیتی کدام شغل را انتخاب میکند، ص۳۵.

۱۴۰.         احمد بهپژوه و رجبعلی مظلومی: چه کسی با چه شخصیتی کدام شغل را انتخاب میکند،ص۱۱و۴۸.

۱۴۱.     نویسنده معتقد است: هر شخص، در انتخاب شغل، اول باید وظیفه خود را از جامعه بپرسد و به اجرای آن، خود را مکلف کند، و در ضمن همان شغل و یا در کنار آن، به علایق خود نیز توجه کند؛ و اگر بین چند شغل مخیرشد، به ترجیح یکی بر دیگری روی آورد و موضوع، «ترجیح» را تناسب بیشتر با استعداد خود یا تناسب بیشتر با علاقه خود و یا تناسب بیشتر با اثر روحی آن شغل در زندگی خود بداند نه معیارهای ناروای رایج.

۱۴۲.         عبدالواحدآمدی: غررالحکم، ح۱۰۰۵۴.

۱۴۳.         نهج البلاغه، حکمت ۴۰۶.

۱۴۴.         همان، حکمت۴۲۱.

۱۴۵.         محمدباقر مجلسی: بحارالانوار،ج۱،ص۵۳.

۱۴۶.         نهج البلاغه، حکمت ۵۴.

۱۴۷.         همان، حکمت ۱۶۱.

۱۴۸.     ضرورت راهنمایی و مشاوره شغلی از دیدگاه دانشمندان مختلف مطرح شده است. ابنسینا میگوید: هر پسری پس از آموختن قرآن و پایههای آغازین زبان بایستی مطابق استعدادش آموزش یابد. او باید دنبال پیشه و فنی برود که طبعاً در خور آن است و نباید از آرزوها و هوسهایش پیروی کند. به نظر خواجه نصرالدین طوسی، هدایت شغلی و آموزش هر فرد باید براساس استعداد و توان او انجام گیرد تا موجبات موفقت او در زندگی آیندهاش فراهم شود.

۱۴۹.         (عبدالله شفیع آبادی: راهنمایی و مشاوره تحصیلی و شغلی،ص۱۱۱).

۱۵۰.         طلاق (۶۵):۳.

۱۵۱.         عبدالواحد آمدی: غررالحکم،ح ۳۸۷۹.

۱۵۲.         شیخ صدوق: الخصال، ص۱۲۲.

۱۵۳.         سعدی شیرازی.

۱۵۴.         مفید: الارشاد، ج۱، ص۳۰۳.

۱۵۵.         عبدالواحد آمدی: غررالحکم، ح ۲۷۹۹.

۱۵۶.         نهج البلاغه، حکمت ۴۰۳.

۱۵۷.         نهج البلاغه، حکمت ۴۴۴.

۱۵۸.         همان، حکمت۲۷۸.

۱۵۹.         همان، خطبه ۱۷۶.

۱۶۰.         همان، خطبه ۳۱.

۱۶۱.         عبدالواحد آمدی: غررالحکم، ح۱۰۶۱۴.

۱۶۲.         نهج البلاغه، حکمت ۱۵۰.

۱۶۳.          همان، حکمت ۱۲۷.

۱۶۴.         عبدالواحدآمدی: غررالحکم، ح ۱۰۸۴۵.

۱۶۵.         عبدالواحدآمدی: غررالحکم، ح ۱۰۶۲۵.

۱۶۶.         ابن ابی الحدید: شرح نهج البلاغه، ج۱،ص۷۰.

۱۶۷.         عبدالواحدآمدی:غررالحکم، ح ۳۰۰۸.

۱۶۸.         محمدباقر مجلسی: بحارالانوار، ج۷۷،ص۲۰۸.

۱۶۹.         عبدالواحدآمدی: غررالحکم، ح ۳۰۰۸.

۱۷۰.         محمدباقرمجلسی: بحارالانوار، ج۷۷، ص۲۰۸.

۱۷۱.         عبدالواحدآمدی: غررالحکم، ح ۲۸۳۸.

۱۷۲.         نهج البلاغه، خطبه ۱۱۴.

۱۷۳.         نهج البلاغه، حکمت۳۷۹.

۱۷۴.         صائب.

۱۷۵.         محمدباقرمجلسی: بحارالنوار،ج۷،ص۲۰۶.

۱۷۶.         محمدبن محمد سبزواری: جامع الخبار، ص۲۹۴.

۱۷۷.         نهج البلاغه، حکمت ۲۲۹.

۱۷۸.         نحل(۱۶):۹۷.

۱۷۹.         نهج البلاغه،حکمت ۲۲۹.

۱۸۰.         محمدبن حسن فتال نیشابوری: ج۲،ص۳۲۷.

۱۸۱.         نهج البلاغه،خطبه ۱۹۳.

۱۸۲.         همان، حکمت ۳۹۰.

۱۸۳.          زید بن علی: مسند زید، ص۲۵۵؛ شیخ طوسی: تهذیب الاحکام، ج۶،ص۳۲۴.

۱۸۴.         ابن ابی الحدید: شرح نهج البلاغه، ج۳، ص۱۶۰.

۱۸۵.         نهج البلاغه، خطبه ۲۳.

۱۸۶.         طلاق(۶۵): ۲و۳.

۱۸۷.         محمدباقرمجلسی: بحارالانوار، ج۷۷،ص۲۷۰.

۱۸۸.         نهج البلاغه، خطبه ۱۴۳.

۱۸۹.         محمدباقر مجلسی: بحارالنوار، ج۷۷،ص۲۸۷.

۱۹۰.         عبدالواحدآمدی: غررالحکم، ح۸۲۲۱.

۱۹۱.         همان،ح۹۲۷۳.

۱۹۲.         محمدباقرمجلسی: بحارالنوار، ج۱۰۳،ص۲۱.

۱۹۳.          طلاق (۶۵): ۷.

۱۹۴.         نهج البلاغه، حکمت ۱۳۷.

۱۹۵.         محمدباقرمجلسی: بحار النوار، ج۷۴،ص۳۹۵.

۱۹۶.         همان، ج۷۵، ص۱۷۲.

۱۹۷.         نهج البلاغه، خطبه ۲۲۶.

۱۹۸.         محمدبن حسن فتال نیشابوری: ج۲،ص۴۵۵.

۱۹۹.         حسین نوری، ج۸، ص۳۲۳.

۲۰۰.         نهج البلاغه، نامه ۳۱.

۲۰۱.         همان،حکمت ۱۲.

۲۰۲.         عبدالواحد آمدی: غررالحکم، ح۹۴۹۴.

۲۰۳.         همان، ح۹۴۹۶.

۲۰۴.         همان، ح۹۸۱۷.

۲۰۵.         همان، ح۹۸۹۰.

۲۰۶.         همان، ح۹۸۵۲.

۲۰۷.         نهج البلاغه، حکمت ۲۹۳.

۲۰۸.         محمدباقر مجلسی: بحارالانوار، ج۷۲،ص۹۸.

۲۰۹.         عبدالواحد آمدی: غررالحکم، ح ۹۸۲۱.

۲۱۰.         همان، ح۹۸۲۸.

۲۱۱.         همان،۹۸۸۳.

۲۱۲.         همان، ح۹۸۹۱.

۲۱۳.         نهج البلاغه، حکمت ۳۸.

۲۱۴.         ر.ک: محمدمحمدی ری شهری: میزان الحکمه، ج۷، ص۲۸۳۹.

۲۱۵.         حرعاملی: وسائل الشیعه، ج۱۲،ص۱۳.

۲۱۶.         نهج البلاغه، نامه ۳۱.

۲۱۷.         همان، حکمت۱۰.

۲۱۸.         همان، حکمت ۳۳۳.

۲۱۹.         حسین نوری: مستدرک الوسائل، ج۸.

۲۲۰.         ص۴۰۷.

۲۲۱.         کلینیک الکافی،ج۶،ص۴۳.

۲۲۲.         همان، ج۲، ص۳۰۰.

۲۲۳.         شیخ طوسی: الامالی،ص۵.

۲۲۴.         نهج البلاغه، خطبه ۱۹۳.

۲۲۵.         محمدباقر مجلسیک بحارالانوار، ج۷۵،ص۱۲۰.

۲۲۶.         نهج البلاغه، نامه ۳۱.

۲۲۷.         همان، نامه ۳۱.

۲۲۸.         نهج البلاغه، حکمت ۲۵۲.

۲۲۹.         همان، حکمت ۳۱.

۲۳۰.         عبدالواحدآمدی: غررالحکم، ح ۷۶۳۲.

۲۳۱.         نهج البلاغه، خطبه ۲۰۱.

۲۳۲.         نهج البلاغه، حکمت ۲۵۲.

۲۳۳.         همان، نامه ۳۱.

۲۳۴.         کلینی: الکافی،ج۵،ص۵۹.

۲۳۵.         محمدباقر محمودی: نهج السعاده، ج۲،ص۲۲۶.

۲۳۶.         نساء(۴):۱۰۲.

۲۳۷.         نهج البلاغه، حکمت ۳۱.اقبال لاهوری

 

ديدگاه ها: