موسسه پردازشگران

تماس با ما

02

اشتغال زنان درمشاغل مردانه

01

اشتغال زنان درمشاغل مردانه

 

جنس لطیف را زبری زمانه سایید

کارشناسان معتقدند اشتغال زنان درمشاغلی چون سرپرستی کارگران افغانی، نشستن پشت فرمان تراکتور، کامیون وماشین های خدمات شهری، دستفروشی وکاردررستورانهای شهری وبین راهی باعث می شود تا سلامت روحی وجسمی آنها به خطربیفتد وفرد به مرورازموجودیت خود دلزده شود.

بساطش را کناردرخروجی متروپهن کرده، روسری وشال می فروشد، هرچند دقیقه یک باربه پله ها ومسافرانی که ازآن بالامی آیند ویا پایین می روند چشم می دوزد. هر کدام برای او حکم یک مشتری احتمالی را دارند که باید نظرشان را جلب کند تا شاید…

گاهی هم با چشمانی نگران به امتداد قدم های رهگذران زل می زند تا مبادا ماموران مترو و یا شهرداری خرده دارایی اش را با خود ببرند. آن وقت جواب چشمان منتظر اهل خانه را چه بدهد؟ در جلوی عابران و مسافران دستانش را به هم می زند تا شاید نگاه های بیشتری را به خود جلب کند. با صدای بلند می گوید: شال، روسری های جدید دارم، فقط سه تومن…

یکی از شال ها را بر می دارم. صدای زن جوانی را که کنارم ایستاده است، می شنوم: دو تومن. بدم؟

زن فروشنده که بعد می فهمم نامش زهرا است، چشم غره ای به زن می رود: همان سه تومن، مگه من چقدر روش می خورم؟ ته ته اش ۲۰۰ تومن، تازه اگه سرو کله ماموران شهرداری یا مترو پیدا نشه.

یکی دو سال می شود که بساط می کند. کم کم مشتریان ثابت پیدا کرده، اگر چه معتقد است این کارها رنگی از مردانگی دارد، ولی اجبار زمانه، ترس از بی پولی و صاحبخانه را محرکی قوی تری از ماموران شهرداری و سخت گیری هایشان برای ادامه کارش می داند.

شال قهوه ای را درون کیفم می گذارم. تشکر می کنم. نگاه کنجکاوم را که می بیند، می گوید: صبح ها تا ساعت یازده همین جا هستم، بعدازظهرها می رم زیر پل. اگه بعدازظهرها مسیرت این طرف ها افتاد و خواستی خرید کنی بیا آنجا هر هفته مدل های جدید می آرم.

ازمترو می زنم بیرون. موج هوای تازه می دود توی صورتم، کمی جلوتر از خط عابر پیاده رد می شوم. سر نبش اولین خیابان در ضلع غربی میدان، نرسیده به ایستگاه اتوبوس ها، زن مسنی نظرم را به خودش جلب می کند. چادرش را محکم گرفته تا چهرش معلوم نشود. پشت سه ردیف لیف، کیسه ومجسمه های کوچک چینی که روی پارچه ای رنگ پریده مشکی چیده شده اند، نشسته است. مجسمه ها کاردخترش است. دانشجوست وبرای تامین هزینه کتاب ودفترش شبها با مادرش دستی هم به خمیرمی کشد.

این یکی… لاغراست، اما نه خیلی. بلند است، اما نه آن قدر. روسری مشکی اش را محکم زیرچانه اش گره زده ومانتووشلوارتیره رنگی پوشیده است، ۳۵ -۳۴ ساله است. دوست ندارد اسمش را بنویسم. چند سال است که در یکی ازرستورانهای واقع درمنطقه غرب تهران کارمی کند. میزها را تمیزمی کند، سفارش غذا می گیرد. با سالاد، ماست ونوشابه، گاهی وقت ها هم با سوپ ازمشتریان پذیرایی می کند. کارش را خوب بلد است وخیلی ازمشتریهای رستوران را می شناسد. خودش می گوید، من هم می دانم. همانطورکه با دستمال روی میز را تمیز می کند، به یکی ازمشتریان رستوران سلام می کند. لبخندی می زند، درجوابم می گوید:چرا بعضی ها فکرمی کنند این کارها مردانه است؟ چرا هیچ کس ازدیدن مردهایی که…

راست می گوید، توی این رستوران مردهای زیادی کارمی کنند؛ پیشخدمت، صندوق دار، آشپزو…، اما هیچ کس ازدیدنشان شگفت زده نمی شود ویا سرش را به علامت تاسف تکان نمی دهد. به قول اوکار، کاراست. سختی دارد ولی سخت ترازآن، نگاه ازروی ترحم مشتریان است که اجباررا ازچهره ات می خوانند وبرایت دلسوزی می کنند. با نگاه دنبالش می کنم، به طرف یکی ازصندلی های ردیف جلو، نزدیک به آشپزخانه می رود ومادرانه برسردختر۱۶-۱۵ ساله ای که با دقت هویچ ها را رنده می کند، دست می کشد.

اگرچه امروزدیگربا دیدن زنان درپشت فرمان اتوبوس، کامیون، تراکتورو… تعجب نمی کنیم زیرا با رواج چنین مشاغلی درسطح شهر دیگرکسی ازدیدن این افراد متعجب نمی شود اما هنوزهم کسانی هستند که این کارها را مردانه می دانند ودوست ندارند زنان، دختران و خواهرانشان به چنین کارهایی تن دهند که درفرهنگ ما مردانه اند.

به یاد حرف های یکی ازاستادان جامعه شناسی می افتم. پشت میزها و صندلی های کلاس نظریه های جامعه شناسی می روم و کنار نظریه پردازانی می نشینم که سال ها قبل گفته اند: زنان نیروی کار ارزان و بی دردسری برای کارفرمایان خود هستند.یادم می آید جایی خوانده ام که پس از جنگ جهانی دوم وانقلاب صنعتی زنان به عنوان نیروی کار وارد بازار شدند.براساس نظریه مارکس در آن زمان افراد به دو دسته صاحبان ابزار کار و کسانی که فاقد این وسایل بودند تقسیم می شدند.بنابراین مالکان ابزار کار تبدیل به سرمایه دارانی شدند که در ازای کار به کارگران دستمزد می پرداختند.جالب اینکه پس از پایان جنگ جهانی دوم و بازگشتن مردان زنانی که از روی اجبار به کار خارج از خانه روی آورده بودند همچنان در بازار کار باقی ماندند.از طرفی دیگر در جریان انقلاب صنعتی انگلیس سرمایه داران از نیروی کار زنان به عنوان عامل بازدارنده ای درهنگام اعتصاب های کارگری استفاده می کردند.نظریه پردازانی چون مارکس و انگلس می گویند:زنان نه تنها نیروی کارخود را درازای بهای کمتری دراختیارکارفرمایان می گذارند بلکه در عرصه خصوصی نیز به همسران و پسران خود (کارگران) خدمت می کنند تا این کارگران با توان بیشتری به کاربپردازند.

با اینکه به نظر می رسد سال ها از طرح این نظریه ها گذشته است اما امروزه در بسیاری از مشاغل که به صورت سنتی در حیطه توانایی مردان شناخته می شد، زنان مشغول به کار هستند. زنانی که بیشتر از سر اجبار و کمتر از روی علاقه در بسیاری اوقات با دستمزدی ناچیز تن به کار هایی از این دست می دهند. شاید تا چند سال پیش نشستن یک خانم پشت فرمان تاکسی، اتوبوس، ماشین های سنگین خدمات شهری، دستفروشی کنار خیابان، رانندگی در جاده ها و غیره باعث تعجب بسیاری از مردان و حتی زنان می شد. اما در حال حاظر بندرت با کسانی روبرو می شویم که از دیدن یک زن در حین انجام کارهایی که پیش از این مردانه تلقی می شد تعجب کنند. مشاغلی که مهمترین دلیل گرایش زنان به آنها مشکلات اقتصادی خانواده، نبود پشتوانه مالی مطمئن و مسائل دیگری است که در این حیطه می گنجد.

خیلی دوست دارم از زنانی که برای اولین بار در کامیون و اتوبوس پشت فرمان نشسته اند، بپرسم که وقتی قدم به کابین راننده گذاشتند و پشت فرمان نشستند چه احساسی داشتند. می دانم که نگاه های متعجب زیادی را دیدند و خیلی ها سعی کردند از این کار منصرفشان کنند.

درحال حاضر۲۵ زن به عنوان راننده ماشین های مکانیزه و رفت و روب در سازمان خدمات موتوری شهر تهران مشغول به کار هستند وتا به امروزفعالیت آنها راضی کننده بوده است، این سازمان همچنان با تقاضای اشتغال به کاردرخدمات موتوری شهرداری ازسوی زنان مواجه است.

یکی اززنانی که مدت ها است راننده ماشین آلات سنگین طرح مکانیزه خدمات شهری تهران است، در مورد شغل خود می گوید: ازبچگی به ماشین سنگین علاقه داشتم. وقتی آگهی استخدام زنان راننده را در روزنامه دیدم به سرعت مراجعه کردم و الان بسیار خوشحالم که این شغل را دارم. وی به همراه همسرش درشیفت شب کارمی کند. ومانند بسیاری اززنان دیگربارها با تعجب یا تشویق رهگذرانی که وی را درهنگام کاردیده اند روبروشده است. جالب ترآنکه برخی ازمسئولان معتقدند شرکت دادن زنان درکارهای اجرایی، سطح مسئولیت پذیری را بالامی برد ودقت وانضباط ازمزایای بکارگیری زنان درمسائلی است که تاکنون مردانه تصورمی شده است.

البته کار در مشاغل سخت که بیشتر مردانه تلقی می شوند، به طبقه اجتماعی و اقتصادی خاصی از زنان و دختران مربوط نیست؛ بلکه بسیاری از زنان و دختران جوان وقتی از یافتن شغل مناسب با تخصص و توانایی خود ناامید می شوند، به شغل هایی که درابتدا شاید چندان دلنشین هم نباشد روی می آورند. براساس نتایج طرح آمارگیری نیروی کاردرتابستان ۸۶، میزان بیکاری درکل کشور۹/۹ درصد!، میزان بیکاری دربین مردان ۸/۵ درصد، در بین زنان ۱۵/۳ درصد، نقاط شهری۱۲/۳ درصد ودرنقاط روستایی۵/۲ درصد بوده است. به احتمال زیاد درهنگام محاسبه، مشاغل فصلی، نیمه وقت و کاذب نیز در زیرگروه اشتغال جای گرفته اند.

گوشی تلفن را برمی دارم. تصمیم دارم تا با تاکسی بی سیم بانوان به دانشگاه بروم. می دانم که این رانندگان تنها به جابه جایی زنان ودختران مجازهستند وحتی اجازه ندارند همسران، پدران، برادران وپسران خود را به مقصد برسانند. تمام شرایطی که مردان برای این کارباید داشته باشند، درمورد آنها هم صدق می کند: حداقل۲۳ سال وحداکثر۵۰ سال دارند. تحصیلاتشان دیپلم به بالااست ومانند سایررانندگان، آزمایش های پزشکی، انگشت نگاری، امتحان شهرشناسی و… را پشت سرگذاشته اند.

دوباره شماره را می گیرم، صدایی ازآن طرف خط جواب می دهد: اپراتورشماره۲۳ نام، نام خانوادگی، آدرس منزل، شماره تلفن ثابت وهمراهم را می پرسد وپس ازچک کردن، ماشین رزرومی شود برای فردا صبح.

راننده زنی حدودا ۵۰ ساله وبازنشسته است. درطول مسیربرایم تعریف می کند که نیازمالی ندارد وتنها به خاطرامنیت خانم ها این شغل را انتخاب کرده وآن را دوست دارد. ندا فارغ التحصیل مهندسی کشاورزی است وقتی ازپیدا کردن کارمناسب ازتوی آگهی روزنامه ها و روانداختن به دوست وآشنا ناامید می شود به اولین پیشنهاد کاری که شنیده پاسخ مثبت می دهد ودرحال حاضرنیزسرپرست کارگران افغانی یکی ازپارک های غرب تهران است.

سئوالم را که می شنود برخلاف انتظارم می خندد ومی گوید: حقوقش زیاد نیست، کمتراز۲۵۰ هزارتومان. ساعت کارمان هم از۶ صبح تا دوبعد ازظهراست.سخته اما ازبیکاری، بی پولی بهتراست. خم می شود وبسته خالی چیپس را ازلای برگ های گل رزبرمی دارد. می پرسم سروکله زدن با کارگران آن هم افغانی سخت نیست؟ نگاهم می کند وجوابم را می دهد: بگوچی آسونه؟ وقتی باید تمام طول ماه، بدون تعطیلی کار کنی، حتی جمعه ها فقط با دوروزمرخصی، آن وقت چانه زدن با چند تا کارگرویک وقت هایی هم جاروکردن پارک برایت چندان هم فاجعه نیست. باید کنارآمد وگرنه بازهم باید مشتری دکه های روزنامه فروشی شد. به ساعت نگاه می کنم، چهاربعدازظهرواوهمچنان مشغول کاراست. خم می شود ونایلونی را ازلابلای شاخه های بوته گل کناردستش بیرون می کشد وهمانطورکه ازمن دورمی شود می گوید:امروزمی خواد بازرس بیاد، کارگرها هم رفته اند، باید بروم به سروشکل پارک سروسامانی بدهم روی زمین پرازبرگ وآشغاله… می رود وکمی آ ن طرف ترمشغول کارمی شود اما نگاه من همچنان به جارویی است که دردست دارد.

براساس نتایج به دست آمده ازیک تحقیق که چندی پیش ازسوی سازمان ملی جوانان منتشرشد بیش از۳۰ درصد ازشاغلان میزان انطباق کارخود را با رشته تحصیلی شان خیلی کم ذکرکرده اند. همچنین نتایج یک بررسی که برروی جمعیت شاغل به تفکیک جنس ونقاط شهری وروستایی ازسوی سازمان ملی جوانان صورت گرفت، نشان می دهد که۸۰/۸ درصد جمعیت شاغل را مردان و۱۹/۲ درصد آن را زنان تشکیل می دهند. همچنین۶۳/۵ درصد جمعیت شاغل درنقاط شهری و ۳۶/۵ درصد آنها درنقاط روستایی مشغول به کارو ۷/۴ درصد جمعیت شاغل دارای اشتغال ناقص هستند. بررسی نرخ بیکاری نیزنشان می دهد که۱۱/۵ درصد ازجمعیت فعال بیکارهستند. علاوه براین دربین جمعیت فعال۱۵-۲۴ سال۲۳/۲ درصد ودرمیان افراد۲۹-۱۵ ساله ۲۰/۵ درصد بیکاربوده اند که۶۹/۷ درصد جمعیت بیکاررا مردان و۳۰/۳ درصد آنها را زنان تشکیل می دهند و۷۸/۲ درصد جمعیت بیکاردرنقاط شهری و ۲۱/۸ درصد درنقاط روستایی شاغل هستند. آماروارقام حکایت ازاین دارد نرخ متوسط بیکاری فارغ التحصیلان دانشگاهی۱۵/۶ درصد است که بیش ازنرخ متوسط کشوری است و ۸۵ درصد ازجویندگان کاردرکشورمهارت تخصصی ندارند ونزدیک به ۷۰ درصد ازجمعیت فعال کشورفاقد مهارتهای تخصصی کسب وکارهستند ونرخ بیکاری استان تهران براساس آمارهای گرفته شده به۱۰/۴ درصد رسیده است که نسبت به فصل تابستان گذشته۳/۲ درصد کاهش داشته است.

محمدباقرتاج الدین، عضوهیئت علمی دانشگاه، معتقد است دلیل عمده بسیاری اززنان برای انتخاب کارهایی که درفرهنگ و ذهنیت جامعه ما مردانه است، ناکام ماندن دریافتن مشاغل دولتی ودفتری مناسب با وضعیت جسمی وروانی آنها است. این جامعه شناس به برنا می گوید: احتمال دارد که این افراد، درحین کاربا مشکلات زیادی مواجه شوند زیرا هنوزدرجامعه ما قابلیت پذیرش زنان دراین قبیل مشاغل وجود ندارد. بنابراین چنین زنانی تحت فشارهای روحی، روانی قرارمی گیرند. ازسوی دیگراین امکان نیزوجود دارد که به دلیل اشتغال دربرخی ازاین دسته مشاغل، درمعرض انواع آسیب های اجتماعی قرارگیرند، یا با توجه به مردانه بودن محیط چنین کارهایی، توانایی رقابت با مردان را نداشته باشند. درنتیجه موقعیت های چندانی کسب نمی کنند. وی ادامه می دهد: درحال حاضرفرهنگ ما به برخی ازمشاغل ازجمله دست فروشی حتی درمورد مردان نگاه مثبتی ندارد، چه برسد به زنانی که به دلیل مشکلات اقتصادی به این قبیل کارها تن می دهند. این استاد جامعه شناسی معتقد است: برای پیشگیری ازپیامدهای ناخوشایند ناشی ازاین نحوه گذران زندگی زنان، با توجه به اینکه بسیاری ازآنان سرپرست خانواده نیزهستند، نهادها وارگانهای موجود اعم ازبخش دولتی وخصوصی مانندNGOها موظفند تا با برنامه ریزی اصولی دراین زمینه فرصت های شغلی جدید متناسب با وضعیت روحی وجسمی این قشرازجامعه ایجاد کنند تا هرکس متناسب با میزان تحصیلات خود، نوع علاقه و توانایی که دارد، حرفه ای را برگزیند. علاوه براین به منظورحفظ امنیت وانضباط شغلی آنها، باید قوانین وآیین نامه هایی تنظیم شود که به وضعیت اشتغال این زنان سروسامان بدهد. ازنظراین عضوهیئت علمی دانشگاه همچنین بسیاری ازافرادی که به کارهایی چون دستفروشی روی می آورند، مهاجرانی هستند که دربیغوله های حاشیه شهرها زندگی می کنند واین افراد به افزایش بزهکاری درجامعه دامن می زنند.

اگرازبحث مشاغلی که موجب بزهکاری درهردوجنس زن ومرد می شود، بگذریم ونگاه خود را تنها متوجه کارهایی کنیم که درعرف، سنت وفرهنگ ایرانی مردانه تلقی می شوند، آنگاه باید ببینیم اشتغال به چنین حرفه هایی چه آثارمثبت ویا منفی برفرد، خانواده ویا جامعه دارد. پرویزمظاهری، روانپزشک ودبیرانجمن روانپزشکان ایران، نیزمعتقد است: زنانی که به مشاغل سخت یا مردانه روی می آورند کارهایی چون رانندگی اتوبوس، کامیون وغیره- ویژگی های رفتاری آن حرفه را به خود می گیرند. این امرباعث می شود فاصله آنها با جامعه وافراد وخانواده شان بیشترشود.

به گفته دبیرانجمن روانپزشکان ایران، براساس روانشناسی جنسیت، هرفردی برای کارخاصی ساخته شده است. همانگونه که اگر مردی درخانه بماند و خانه داری کند، به مرور ویژگی های زنانه بر او غالب می شود، اگر زنی هم به کارهای مردانه بپردازد، به تدریج ظرافت های رفتاری خود را ازدست می دهد وخوی مردانه پیدا می کند واین امرازنظرفرهنگی برای ما ناملموس است. مظاهری درادامه می گوید: امکان دارد که فرزندان چنین خانواده هایی شعاربدهند وازبابت تامین هزینه های خانواده ازسوی مادران خود، نزد دوستانشان به خود ببالند؛ اما واقعیت این است که این کودکان ونوجوانان درمعرض صدمات روحی وروانی قراردارند واین دسته اززنان زودترفرسوده می شوند.

دبیرانجمن روانپزشکان معتقد است: دراثرکارهای سخت ومردانه، ظرافت این گروه اززنان به خطرمی افتد وفرد به مروراز موجودیت خود دلزده می شود. وی توصیه می کند تا حد امکان زنان در حرفه هایی مشغول به کارشوند که خاص جنس مونث است تا ظرافت های رفتاری خود را حفظ کنند.

مظاهری دلیل روی آوردن زنان به چنین کارهایی را به دودسته تقسیم می کند: گروهی به خاطرشخصیت ومنش رفتاری مردانه ای که دارند این گونه مشاغل را برمی گزینند وعده ای به علت اجباراقتصادی ونبود شغل مناسب درحرفه های مردانه مشغول به کارمی شوند. بهرحال امروزه زنان به اجباروازسرنیازدرمشاغلی مشغول به کارهستند که تا کمترازیک دهه قبل اشتغال درآنها کاملامردانه بود. در این جا باید از خود پرسید آیا کارهایی که حتی برای مردان دشوار است و موجبات فرسودگی روحی وجسمی آنان را فراهم می آورد مناسب زنان جامعه است؟ زنانی که به اجبار زمانه به برخی ازکارها تن می دهند، تا چه وقت قادربه انجام چنین کارهایی هستند؟ مسئولیت فردای آنان با کیست؟ واشتغال به چنین کارهایی چه پیامدهای اجتماعی وروانی برای افراد وجامعه در پی دارد؟

 

منبع : روزنامه رسالت

 

ديدگاه ها: