موسسه پردازشگران

تماس با ما

02

نماز رزمنده

03

نماز رزمنده
آسمان شب صاف بود و نسیمی خنک روح را نوازش می‏داد.
تا نزدیکی های غروب، مشغول شناسایی مواضع دشمن بودند.  
بوی عملیات در منطقه فاو پیچیده بود.  
بچه‏ها شور و حال عجیبی داشتند، گویا همه خود را مهیّای شهادت کرده بودند.
شب های عملیات شوق و شعف آمیخته با اشک و استغاثه فضا را لبریز معنویت می ساخت. رزمندگان یکدیگر را در آغوش می گرفتند، وصیّت می کردند و از آنان که سیمایی درخشان داشتند و شهادت در نگاه و حالاتشان موج می زد، تقاضای شفاعت می کردند.
سوار قایق ها شدند و به خط زدند.  
شب سختی را گذراندند. دشمن آتش ‏بارانشان کرد.
میان رودخانه بودند که گفت: «من هنوز نماز نخوانده‏ام.»
دنبال جایی برای نمازخواندن می‏گشت.  
جهت قبله را از ستاره‏ها پرسید.  
وقت کم بود؛ با آب اروند وضو گرفت.
یک پتو کف قایق پهن کرد و نمازش را ایستاده در قایق بر پاداشت.
به نماز و قرآن فوق العاده اهمیت می داد، در گرماگرم نبرد و مبارزه، وقتی صدای اذان را می‏شنید، سراسیمه به سوی نماز می‏شتافت، حتی برای ساعات و اوقات نماز لحظه شماری می‏کرد.
یک لحظه از قرآن جدا نبود؛ انیس روز و شبش در جبهه‏ها بعد از خدای متعال، قرآن کریم بود.  
خصوصاً در زمان عملیات، آیات و سوره‏هایی را که حفظ بود، زمزمه می کرد و همیشه قرآن را در جیب روی سینه نگهداری می‏کرد.
سرانجام در حال نماز به فیض شهادت نایل آمد و خون پاکش بر صفحات قرآن همراهش، نقش بست.

ديدگاه ها: