موسسه پردازشگران

تماس با ما

02

نقش نیایش در درمان

رازبندگی


نقش نیایش در درمان
با تحقیقات فراوان در مسائل پزشکی همه در این امر اتفاق نظر دارند که در درمان بیمار، هم جنبه‏ های فیزیکی همچون دارو و… باید در نظر گرفته شود و هم جنبه‏ های روانی و غیر فیزیکی.  
در روزگار گذشته کاهن یا طبیب قبیله نقش پزشک و روحانی را با هم داشته ولی امروزه با تخصصی شدن درمان بیماری‏ها، جنبه‏ی پزشکی رعایت شده اما از بعد معنوی و روحی درمان، غفلت صورت گرفته است. با غفلت از جنبه‏ ی روحی و معنوی اشخاص، درمان کامل نشده و برای درمان صحیح و پایدار باید جنبه‏های روحی و روانی افراد را نیز مد نظر داشت. با تقویت بعد روحی و معنوی بشر می‏توان از بروز بسیاری از بیماری‏ها جلوگیری کرده و این کار درمان بسیاری از بیماری‏ها را نیز سرعت می‏بخشد. برای اثبات این مطلب نیاز به مقدمه‏ ی زیر است:  
دانشمندان علوم رفتاری چند سطح از نیازهای انسانی را تعریف کرده‏اند. از جمله نیازهایی که در تقویت یا تحلیل بعد روانی فرد دخیل است می‏توان به موارد زیر اشاره کرد: نیاز به داشتن هدف در زندگی،  
 نیاز به داشتن عشق و ایثار، نیاز به ایثار و عفو، نیاز به امید و خلاقیت. این نیازهای معنوی در سلامت انسان نقش مهم ی دارد. مثلاً بیشتر افراد هنگام بروز مشکل به مرور زندگی خود می‏پردازند پس دانستن معنا و هدف در زندگی می‏تواند نیرویی در فرد برای مبارزه با بیماری فراهم آورد. یا کسانی که از بیماری‏های مزمن رنج می‏برند، تماس خود را با اطراف کم کرده و افسرده شده و فکر می‏کنند که برای اطرافیان بی اهمیت شده‏اند؛ چنانچه روح عشق و ایثار در آنان زنده باشد، با این مشکل براحتی کنار آمده و با بیماری خویش به مبارزه بر خواهند خاست. از سویی دیگر همه‏ی بیماران بدحال نیاز به امید دارند. این امید شامل امید به بهبودی، خلاصی از درد، زندگی مجدد و… است. اگر به یک بیمار با روش‏های مختلف روح امید دمیده شود، شرایط بهتری برای بهبودی او رقم خواهد خورد.  
با انجام اقدامات ذیل می‏توان به نیازهای معنوی بیماران توجه کرد:  
کمک به آنها در ایجاد و تداوم ارتباط معنی دار با خداوند در هنگام رویارویی با مشکلات و تنش‏ها.  
حمایت از آنها در برقراری پیوندهای مذهبی و پرستش خداوند.  
کمک به آنها در بیان و یا کشف احساسات مذهبی‏شان.  
همه‏ ی انسانها فطرتاً مؤمن هستند، حتی اگر ادعایی بر مذهبی بودن نداشته باشند. بنابراین نباید تصور کرد که اگر بیماری ادعای لامذهب بودن دارد، نیازهای معنوی ندارد.  
 خواندن دعا و نماز نه تنها در حین بیماری بلکه به هنگام بروز شدائد و مشکلات روزمره نیز تأثیر فراوانی در افزایش سطح روحیه افراد در رویارویی مشکل دارد. برقراری پیوند مذهبی با خدا و ائمه به هنگام بروز مشکلات و تنش‏ها باعث ایجاد دلگرمی و احساس داشتن پشتوانه‏ های قوی مذهبی می‏گردد، فرد را به حل مشکل امیدوار می‏کند و نسبت به نیروهای ماوراء الطبیعه معتقدتر می‏سازد.  
تقویت احساسات مذهبی موجب تقویت احساس توکل به لطف و احسان بی پایان آفریننده هستی شده و به فرد این حس را تلقین می‏کند که در جهان به این بزرگی او تنها نیست و هم او که او را آفریده از وی دستگیری و مراقبت خواهد کرد و او هیچ گاه فراموش نخواهد شد.  
ارتباط نزدیک با خدا و جهان معنویت به هنگام بروز مصائب و شدائد این تفکر مثبت را در هر فرد پاک و با ایمانی القا می‏کند که هیچ اتفاقی در این جهان بی علت و حکمت نیست؛ هر چقدر ما از آن آگاه نباشیم. [۱] . 

 

 

 

 [1] برگرفته شده از مقاله‏ ی مریم پور دهقان کارشناس ارشد پرستاری در مجله‏ ی آشنا، شماره‏ ی ۱۰۰.

ديدگاه ها: